جنگ نرم

بسیجی عاشق کربلاست!!

بسیجی عاشق کربلاست ؛ همان طور که عاشق قدس است.بسیجی همان طور که عاشق نماز خواندن در قدس است ؛ عاشق نماز خواندن در کربلا هم هست ؛ تا جایی که سینه خیز تا کربلا می رود و اگر اذن داشته باشد از رهبرش سینه خیز تا خود قدس هم خواهد رفت.

«بسیجی عاشق کربلاست ؛

و کربلا را مپندار که شهری ست میان شهرها

و نامی ست میان نام ها

کربلا حرم حق است و کسی را جز یاران حسین راهی به سوی کربلا نیست!»

بسیجی همان طور که عاشق حسین و 72 فدایی جان بر کفش است ، عاشق قدس و فدائیانش هم هست.

و عاشورا حقیقتی ست جاودان که تا ابد در اذهان باقی ست.عاشورا،روزی بود که مرد از نامرد مشخص شد.عاشورا روزی بود که محمد بن حنیفه ها از حرها مشخص شدند.

و هنوز هم جریان حسین و یزید ادامه دارد......

و هنوز هم ندای "هل من ناصر ینصرنی" مولا به گوش می رسد و ما مانده ایم؛

ما مانده ایم و خیل دشمنان و البته این شهادت طلبی ست که نگه مان داشته در برابر لشکر عظیم دشمنان.و هنوز هم شهادت برایمان از عسل شیرین تر است

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 8:4  توسط یونس صفافر  | 

خدایا افراد فریب خورده را رهنمایی کن...

 

تسلاي دل پريشانم در اين روز ها فقط اين حديث رسول الله صلّي الله عليه و آله است كه :

«مؤمنان فتنه هاي آخرالزمان را ناخوشايند نپندارند كه اين فتنه ها منافقان را نابود مي كند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 7:52  توسط یونس صفافر  | 

تردد احمدی نژاد در خیابانهای واشنگتن !!!!!!!!!

 

تصویر خندان محمود احمدی نژاد، یک بشکه نفت و اسکناس های دلار موضوع یک آگهی است که بر روی چند اتوبوس شهری نصب شده است.
آن چه این آگهی را قابل توجه تر می کند، متن هشدارآمیز آن است که نوشته: "هر روزی که دست روی دست می گذاریم، ایران منفعت می برد."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 7:48  توسط یونس صفافر  | 

جنگ نرم از دید قرآن.

 

 


تاریخ همیشه شاهد مقابله ی بین جبهه ی حق و باطل بوده و این جنگ در هر دوره و زمان شکلی متناسب با آن دوره به خود گرفته و هر یک از طرفین سعی در حفظ ارزشهای خود و یا تلاش برای نابودی ارزشهای طرف مقابل داشته اند. در حال حاضر که مناسبات سیاسی و فرهنگی در جهان امکان جنگ مستقیم را به حکومت ها نمی دهد آنها تلاش می کنند با روشی که در حال حاضر به جنگ نرم معروف شده است اهداف خود را عملی کنند.
دوره ی معاصر زمان جنگ نرم و تقابل بی صدای بین طرفین است. مانند آنکه با اسلحه هایی که به جای گلوله محتوی اندیشه هستند به مغز یکدیگر شلیک کنیم. در این تقابل برنده کسی است که بتواند از روشهای بهتر به نحو درست تری استفاده کند. البته این روش ها هم تابع قوانین و مقرراتی است که فرد بر اساس باورها و اعتقادات الهی به آنها گردن نهاده است زیرا کسی که به ذات الهی ایمان نداشته باشد از هیچ عمل زشتی فروگذار نمی کند.
ما به عنوان مسلمان باید بر اساس آموزه های دین و سیره ی پیامبر و امامان با این موضوع مواجه شده و مقابله کنیم و نکته ی مهم در این زمینه در ابتدا شناختن درست دوست و بعد شناخت دشمن است، چرا که در ابتدا باید خودی را از غیر خودی شناخت بعد به مقابله پرداخت.
خداوند قرآن را به‌عنوان راه هدایت معرفی کرده و بیان می دارد که هدایت برای متقین است و می‌فرماید: این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزکاران را راهنماست.
«كافران اهل كتاب، و (همچنين) مشركان، دوست ندارند كه از سوى خداوند، خير و بركتى بر شما نازل گردد.»
قرآن کریم می فرماید: شما به سمت کمال و پیشرفت گام بردارید و به همین دلیل به مقابله با شما می پردازند. باز دارندگی نوع بشر از مسیر هدایت و کمال با مه آلود کردن فضا و به تصویر کشاندن راه درست به راه غلط همان جنگ نرمی است که همواره باطل در برابر جریان حق دنبال کرده و می کند.
البته در حال حاضر در كشورهاي غربي كه ادعاي حقوق بشر و آزادي هاي برابر را دارند و در شبكه ها و ماهواره هاي خود خود را مهد تمدن و آزادي معرفي مي كنند و ذهن جوانان و مردم كشورهاي جهان سوم را شستشو مي دهند در راستاي اهداف شوم خود اين انحطاط تا آنجا پيش رفته كه به صورت قانوني و. در برابر دوربين هاي تلويزيون ها روسري از سر دانشجويان مسلمان مي كشند و انها را صرفا به جرم مسلمان و باحجاب بودن در كشورهايي كه خود را مهد آزادي فكر و انديشه مي دانند از تحصيل محروم كرده و به زندان مي فرستند تا به سركوب اسلام و مسلمانان در كشور خود بپردازند.
در حالي كه بعضي مردم كشورهاي جهان سوم كه تحت تاثير برنامه هاي منحط شبكه هاي غربي قرار گرفتند به گفته ي قرآن مثل افراد چشم و گوش بسته اي شده اند كه شيطان و حكومت هاي استكباري آنها را مثل بز اخفش به دنبال خود مي كشند و از اين افراد به عنوان برده ي سياست هاي خود استفاده مي كنند.
دشمنان اسلام صريحا اعلام مي كنند ما با جمهوري اسلامي، مبارزه سياسي نخواهيم كرد، بلكه كار ما صرفاً فرهنگينه و اصولاً استراتژي جديد ما مبارزه فرهنگي است. ما بايد بينش و فرهنگ مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود *. از اين روي پس از جنگ تحميلي به ساماندهي يك حركت تهاجمي فرهنگي، عليه نظام اسلامي پرداختند. سرگرم بودن دولت سازندگي به بازسازي ويرانه هاي وسيع ناشي از جنگ تحميلي و غفلت از مقوله فرهنگ ديني و اسلامي نيز، بستر مناسبي را براي اين حركت خطرناك فراهم كرد. تفكر تكنوكراتي و فن سالاري در اين دوره،
* (شجاع الدين شفا، نويسنده ضد انقلاب در خارج از كشور، كتاب هويت ص 19)
جايگزين تفكر مبتني بر زهد، اخلاص، پارسايي، ايثار، پركاري و كم توقعي گرديد و ليبراليسم فرهنگي نيز در سايه اين غفلت مجدداً جان گرفت و حركت خزنده خود را به سوي بنيان هاي فرهنگي و عقيدتي مردم آغاز كرد.

تعریف جنگ نرم
جنگ نرم مقابله و تلاشي است از طرف نيروهاي شيطان و استبداد براي به نابودي و مظلت كشاندن و برگرداندن مسلمانان از راه نجات، چنان كه شيطان وعده ي آن را داده است.
این مقابله عموماً در عرصه‌های گوناگون فرهنگی اجتماعی سیاسی اتفاق می افتد و ابزار کاربردی آن ناتوی فرهنگی است که در قالب ابزارهای دیپلماسی عمومی و روانی و رسانه‌ای عمل می کند. هدف آن تضعیف ثبات و امنیت اجتماعی، فرهنگی بوده و دوره آن بلند مدت است؛ از این‌رو می‌توان تهدید یا براندازی نرم را تلاش دشمن جهت تسلط کامل در ابعاد گوناگون بر یک جامعه دانست که این تسلط با زدودن الگوهای رفتاری و هنجارهای ارزشی جامعه مورد تهاجم و جایگزینی الگوها و ارزشهای جامعه مهاجم محقق می‌گردد. در این نوع تهدید و جنگ، کشور مهاجم بدون خونریزی و با طی کردن پروسه زمانی آرام و بدون نیاز به نیروهای نظامی بلکه با استفاده از استحاله فکری و فرهنگی یک جامعه، سلطه همه جانبه خود را بر آن جامعه تحمیل کرده و با روش نرم افزاری حساب شده آنان را مطیع خود می گرداند، در یک کلام می‌توان جنگ نرم را اینگونه تعریف نمود: «اجرای برنامه ای حساب شده، مسالمت آمیز و دراز مدت برای نفوذ در ارکان سیاسی/اجتماعی یک نظام به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور با ایجاد تغییر و تحول اساسی در باورهای اساسی و اصلی آن»

ابزار و اهداف جنگ نرم
با توجه به تعریفی که از جنگ نرم صورت پذیرفت می توان ابزارهای این جنگ را بسیار ساده و کم هزینه دانست که این سادگی در عین حال بسیار پیچیده و کاربردی تر از جنگ سخت است چرا که نیاز به لشگرکشی و مقاومت های فیزیکی ندارد، بلکه با تصرف فکر، اندیشه و اراده یک جامعه و نفوذ آرام در لایه های فکری آن جامعه صورت می‌پذیرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی: «جنگ نرم یعنی جنگ بوسیله ابزارهای فرهنگی به وسیله نفوذ به وسیله دروغ به وسیله شایع پراکنی با ابزارهای پیشرفته ای که امروز وجود دارد ابزارهای ارتباطی که 10 سال قبل و 15 سال قبل و 30 سال قبل نبود امروز گشترش پیدا کرده جنگ نرم یعنی ایجاد تردید در دل‌ها و ذهن‌های مردم»ابزارهای گوناگونی جهت اجرای این تهدید وجود دارد كه شامل: ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، شبهه پراکنی، تریبون های آزاد، جوسازی روانی، شایعه سازی و.... از جمله این ابزار است و هدف فتح سنگرهای فکری و عقیدتی یک جامعه است: «در جنگ نظامی دشمن به سراغ سنگرهای مرزی ما می‌آید مراکز مرزی ما را سعی می‌کند منهدم کند تا بتواند در مرز نفوذ کند در جنگ روانی و آنچه که امروز به آن جنگ نرم گفته می‌شود دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آنها را منهدم کند»

وي‍گي هاي جنگ نرم
1. ماهیت این تهدید آرام، تدریجی و نرم افزارانه است.
2. در این تهدید اعتقادات باورها و الگوهای رفتاری یک ملت دستخوش تغییر و تحول قرار میگیرد.
3. در زمینه ی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است
4. مدت و پروسه آن طولانی مدت است
5. فاصله انداختن بین رهبران جامعه و مردم
6. به وسیله ی نیروهای داخلی دشمن و با ساپورت خارجی انجام میشود
7. بین طبقات مختلف فاصله می اندازد
8. بین گروه ها و عقاید و عقلیت ها با اکثریت تفرقه می اندازد

جنگ نرم از دیدگاه قرآن
با توجه به تعاریفی که از جنگ نرم صورت گرفت، می‌توان تحلیل و تبیین ابعاد آن را از لابه‌لای آیات شریفه قرآن جستجو نمود. خداوند در قرآن وجود جنگ نرم و تلاش پنهان دشمن جهت راه اندازی آن را هشدار می‌دهد و سپس سرد‌مداران این تهدید بزرگ را معرفی کرده و عاقبت بطور مفصل روش‌های بر اندازی نرم توسط دشمنان جریان حق را افشاء می‌نماید.
خداوند متعال پس از هشدار به وجود جنگ نرم، دشمنان شیطان را شکل دهنده اصلی این تهدید می‌داند که شیوه او نیز دقیقا مطابق با ویژگیهای جنگ نرم است یعنی حرکتی آرام، تدریجی، بلند مدت و نرم افزارانه. قرآن در این باره می فرماید: از گام‌های شیطان پیروی نکنید چه اینکه او دشمن آشکار شماست. جمله (گام‌های شیطان) اشاره به یک مسئله تربیتی دارد و آن اینکه انحراف‌ها و تبهکاری‌ها غالباً به‌طور تدریجی در انسان نفوذ می کند نه به ‌صورت دفعی و فوری. مثلاً برای آلوده شدن یک جوان به مواد مخدر و قمار و شراب معمولاً مراحلی وجود دارد: نخست به‌صورت تماشاچی در یکی از این جلسات شرکت می‌کند و انجام این کار را ساده می‌شمرد. گام دوم شرکت تفریحی در قمار «بدون برد و باخت»و یا استفاده از مواد مخدر به‌عنوان رفع خستگی و یا درمان بیماری و مانند آن است گام سوم استفاده از این مواد به‌صورت کم و به قصد اینکه در مدت کوتاهی از آن صرف نظر کند سرانجام گام‌ها یکی پس از دیگری برداشته می‌شود و شخص به‌صورت یک قمار باز حرفه‌ای خطرناک و یا یک معتاد سخت و بینوا در می‌آید. وسوسه‌های شیطان معمولاً به‌همین صورت است انسان را قدم به قدم و تدریجا در پشت سر خود به‌سوی پرتگاه می‌کشاند این موضوع منحصر به شیطان اصلی نیست تمام دستگاه‌های شیطانی برای پیاده کردن نقشه‌های شوم خود از همین روش «خطوات»گام‌به‌گام استفاده می‌کند که در اصطلاح امروزی به آن تهدید یا جنگ نرم گفته می‌شود.

سران جنگ نرم از نگاه قرآن
از دیدگاه قرآن چندین گروه به‌عنوان سردمداران جنگ نرم به‌شمار می‌روند که خداوند به تفکیک از هر گروهی به نامی خاص یاد کرده است که ما در اینجا فقط به ذكر نام تعدادی از آنها مي پردازيم:
1. مشرکین: اولین گروه به تعبیر قرآن مشرکین می‌باشند: «وای بر مشرکان همان‌ها که زکات را ادا نمی‌کنند و آخرت را منکرن»
2. منافقین: دشمنانی که در لباس دوست سعی در آسیب زدن به ساختار دین و اجتماع را دارند.
«هنگامی که منافقان نزد تو آیند... آنها «منافقان»دشمنان واقعی تو هستند از آنان بر حذر باش خداوند آنها را بکشد چگونه از حق منحرف می‌شوند؟.»
3. سردمداران باطل: می‌گویند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنها ما را گمراه ساختند.
این سه گروه عمده به‌عنوان دشمنان جبهه حق و سردمداران جنگ نرم بر ضد این جبهه به شمار می‌آیند که البته همه آنان به ‌عنوان پیاده نظامان و امیران لشکر سردمدار بزرگ جبهه باطل یعنی شیطان به‌شمار می‌آیند. شیطان می‌خواهد آنها را شدیدا گمراه کند و قسم خورده که احدی از نسل انسان را رها نکند حتی پیامبران را که گمراهی آنها غیرممکن است ولی با وجود این شیطان حتی از تلاش براي گمراهي آنها هم دست نمی کشد.

جنگ نرم از نگاه قرآن
جنگ نرم در اصطلاح جنگی است از سوی دشمنان که با رویکرد و سلاح تبلیغی و روانی و به دور از مداخله و اقدامات فیزیکی مستقیم یا غیر مستقیم نیروهای دشمن انجام میگیرد و محدوده عملکرد آن به‌جای مرزهای آشکار و مرزهای پنهان بین دشمن و جبهه داخلی متن جامعه و ارزش‌های حق می‌باشد و هدفش تلاش برای تغییر باورها، زائقه‌ها، گرایش‌ها و ارزش‌های پیروان و ملت و امت حق می‌باشد.
تا در نهایت با ریزش‌ نیروهای ارزشی و مردمی و تفرقه‌هایی که داخل جبهه حق صورت می‌گیرد این جبهه از درون به زوال و نابودی یا سستی برود. در جنگ نرم واژه‌هایی چون جبهه دشمن، حق جبهه داخلی، نرم افزار و ارزش‌ها مورد استفاده قرار می گیرد. اگر با این نگاه جنگ نرم را به قرآن عرضه نماییم واژه حق و باطل معرف دو جبهه خودی و غیر خودی خواهی بود و از این منظر هر فرد و گروهی که پرچم‌دار و عامل به دستورات و آموزهای الهی باشد در جبهه حق بوده و هر کس غیر از این باشد در گروه باطل است بر خلاف نگاه روشنفکری که انسانها را به سه دسته سفید سیاه خاکستری تقسیم می‌کنند از نگاه قرآنی سرانجام آدم‌ها از منظر تحلیلی و تبیینی یا سفید است یا سیاه.
با توجه به این نگاه قرآنی به مسئله مرزبندی ها در جنگ نرم از جهت مصداق شناسی جنگ نرم در قرآن انسان را باید محور مطالعه و منشا و مصداق قرار داد بدین گونه که با انسان شناسی در دو حوزه تاریخی و اجتماعی میتوان به باز شناسی مصادیق جریان حق بر مبنای انسان و زندگی انسانی پرداخت که می‌تواند مورد هجوم نرم دشمن قرار بگیرد.

نقش خودشناسی و دشمن شناسی در جنگ نرم
این نکته را بارها و بارها رهبر انقلاب در سخنان خود مطرح کرده اند و لزوم شناخت نیروهای خودی و غیر خودی را در جریانهای اجتماعی / دینی گوشزد کرده او به کرات مورد توضیح قرار داده اند که در قرآن مورد اشاره قرار می گیرد.
یکی از موضوعات مورد توجه قرآن در مسیر انسان سازی تلاش برای انسان شناسی برای مخاطبین خود است و در این مسیر یکی از مهم‌ترین روش‌ها و شگردهای قرآن بر خلاف دیگر کتب آسمانی و یا کتاب‌های نوشته شده به دست بشر تاکید و تکرار و اهتمام به داستان آفرینش و واشکافی آن از زوایای گوناگون است. این زمینه البته در رویکرد محتوایی مورد توجه قرآن است.
از این منظر با مطالعه قرآن انسان موجودی ترکیبی از جسم خاکی و روح آسمانی بوده که همزمان باعث تجمیع نقاط قوت و ضعف متعددی در او شده است و همین آفرینش اعجاب آوری که او را مجمع الاضداد نموده موجب شده که خود حق تعالی را به تحسین خود وا دارد تا چنین بفرماید... فتبارک الله احسن الخالقین با توجه به همین نگاه است که قرآن به انسان‌ها هشدار می‌دهد که در دو مرز بندی حق و باطل اگر در مسیر حق به اوج برسد مسجود تمام کائنات خواهد شد و اگر در مسیر باطل به سقوط برسد «کالانعام بل هم اضل» خواهد گردید. پیش شرط آن صعود و گریز از این سقوط خودشناسی و دشمن شناسی است. آنچه قرآن در این زمینه می فرماید نقاط ضعف و نقصان انسانی است که اگر به حال خود رها شود می‌تواند زمینه نفوذ دشمن و باطل و مصداق داخلی و درونی جنگ نرم در نهاد انسان‌ها باشد، مواردی همانند:
ضعیف بودن انسان
ظالم و کافر بودن انسان
عجول بودن انسان
خودخواه بودن انسان
علاقه به شهوات در انسان
قرآن است درآیه ی زیر هشدار می‌دهد که در مسئله خود شناسی در جنگ نرم اگر هیچ دشمن بیرونی هم فرض نشود باز زمینه برای دشمنی و گمراهی هست چراکه ان النفس الاماره بالسوء.
از منظری دیگر وقتی به مطالعه قرآنی ابعاد وجودی انسان از منظر خواسته های قرآن از انسان می‌پردازیم که در قرآن به‌صورت گسترده در قالب آسیب شناسی استعداد‌های رها شده به آن می‌پردازد می‌توان ادعا کرد دامنه وجودی انسانی از منظر دامنه تکلیف و وظیفه شناسی انسان در برابر آفریدگارش چنین است: انسان مکلف در حوزه
1. اندیشه و ابزار اندیشه و شناخت
2. گرایش و کشش ها و جهت دهی به آنها «محبت‌ها و تعلق‌ها و باورها و ارزش‌ها»
3. کنش و منش و روشها «اعمال و رفتار».
از نگاه این سه حوزه انسانی یعنی عقل و قلب و جسم، دامنه تکلیف و وظیفه انسان نسبت به تمام روابط او را خصوصا نوع رابطه‌اش با آفریدگارش و وظیفه‌اش در این رابطه تعریف می‌گردد و این سه حوزه است که دامنه مراتب و مصادیق جنگ نرم انسانی را تعریف می‌کند و در این سه حوزه هست که آدمی می‌تواند در مسیر دسته‌بندی قرآنی حق یا باطل باشد. مهم‌ترین مصداق جنگ نرم و تقابل جریان حق و باطل مواردی است که درون نفس غیر رحمانی انسان بر می‌خیزد و ناشی از بازتاب جهل و بستن ابزار شناخت صم بکم عمی  از سوی انسان‌ها بر خودشان است. نتیجه این وضعیت عدم تعقل و تفکر و تدبر و تعطیلی قوای عقل و قلب و فطرت می‌باشد. ثمره ی این اتفاق در حوزه معرفتی و شناختی مهم‌ترین دستاورد و بازتابی که در زمینه تعلقات و گرایش‌ها برای انسان ایجاد می‌کند، ایجاد انحراف در تعلق‌ها و حب‌ها و بغض های انسانی است که قرآن از آن به تعبیر حب الدنیا «و مصادیقی همانند حب الشهوات + تحبون العاجله...»اشاره می‌نماید و آنگاه که این انحراف بزرگ در ناحیه گرایش‌ها و تعلق‌ها و باور‌های آدمی رخ داد بازتاب این فرآیند درونی از عقل و قلب بر حوزه آشکار و بیرونی انسانی یعنی گفتار و کردار او در قالب‌های همانند کفر، نفاق، ریا، تظاهر، دروغ و... تجلی پیدا می‌کند.
از منظر قرآن مهم‌ترین و اولین مرحله از وادادگی در جنگ نرم، خود فراموشی و خود ناشناسی و فاصله انداختن بین انسان و خود واقعی او به معنی باز شناسی ابعاد وجود حقیقی و استعداد و ضعف شناسی ذاتی می‌باشد.
شیطان خود را در معرض مقایسه و محاسبه نفس بین خود و دیگران از مخلوقات قرار داد و رابطه خود و آفریدگار را فراموش کرد و همین باعث لغزش او شد. این لغزش: کبر و کفر او را در مواجهه و در رابطه اش با حق تعالی برایش ایجاد کرد و در مواجهه و رابطه‌اش با انسان نفرت و کینه و دشمنی برایش به‌همراه آورد، آنگاه که شیطان به انسان سجده نکرد و از آنجا که سنت خداوند مهلت دادن است نه عذاب سریع، شیطان تلاش خود را برای به زمین زدن انسان شروع کرد. از این جا بود که سنگ بنای دشمنی و جنگ پایه گذاری شد. در این نزاع اقبال به عبودیت نسبت به حق تعالی عنوان حق به خود گرفت و استکبار در برابر حق تعالی عنوان باطل به خود گرفت و بدینگونه بود که ابعاد و افراد نزاع هم تعریف شد.
در این میان بحث مهم روش و ابزار و چگونگی این تقابل و جنگ نرم می ماند: و از جهت تفاوت ماهیت انسان و جن و هم‌چنین به جهت اشرف بودن انسان‌ها که چیزی در آفرید های حق تعالی کامل‌تر و برتر از انسان نیست: هیچ‌گونه قرینه‌ای برای تسلط و یا قدرت و یا زمینه نفوذ فیزیکی آشکار از سوی شیطان بر انسان‌ها وجود ندارد.
بله از جهت اینکه نفس انسانی دارای مرتبه نفس اماره است و این نفس همانند جن و ابلیس غیر مادی و غیر حسی است پس بین آن دو سنخیت و همانندی وجود دارد و همین ویژگی تنها نقطه نفوذ شیطان بر آدمیان را فراهم می‌کند.
یعنی اغوا و وسوسه‌گری نفس آدمی «نفس اماره»و قوت بخشی بر اغواها و وسواس های درونی خود آدمی، پس تنها راه و ابزار ابلیس برای زمین زدن رقیب اش استفاده از روشی است که امروزه «جنگ نرم»نام گذاری شده است. یعنی تلاش برای اثر گذاری و دگرگونی تدریجی اندیشه و گرایش‌های انسان با کمک وسوسه و اغواگری و دامنه این جنگ نرم از لحظه آغاز تمرد ابلیس از بهشت آدم شروع گردیده و تا زمان ظهور ادامه خواهد یافت. این جنگ در حقیقت مادر و زیر بنای تمام جنگهای سرد و نرم تاریخ می باشد چرا که با قسمی که ابلیس پس از طردش از ملکوت خورد، تصمیم گرفت با تمام استعداد و توان خود به اغوا و گمراهی حداکثری انسانی از جهت کمی و کیفی دست بزند در نتيجه ورطه ی سخت آزمایش انسان آغاز شد.
شيطان به گسترش جبهه باطل پرداخته و انواع جنگ های سرد و گرم و نرم را راه انداخت. از منظر تحلیل تاریخی و اجتماعی قر‌آن، شیطان منشا تمام دشمنی ها و دسته بندی ها و جناح سازی‌ها در برابر انبیا و اولیا حق در لحظه لحظه تاریخ، مدیر پنهان جریان باطل می باشد و هدف آن راهبرد و پیشبرد سیر تاریخ بشریت به سوی جلسه جهانی آخر الزمانی با رویکرد ظلم و فساد «شیطنت انسانی مشهود»حداکثری و جلوگیری از تحقق رخداد ظهور مهدی موعود با هدف تحقق بهشت عبودیت و عدالت جهانی می باشد.
همان گونه که در ماجرای سقیفه شیطان یکی از حاظران آن جلسه بود که نتیجه ی آن قصب حکومت از حضرت علی (ع) و ظلم به خانواده ی پیامبر و دختر پیامبر اسلام که عزادار پیامبر بودند منجر شد.
دشمنان کینه توز که نابودی اسلام را نشانه گرفته اند به کمتر از این راضی نمی شوند، در کنار ستیز و مبارزه با رهبر و مکتب، مردم را که پشتوانه محکم آن دو هستند هدف تیرهای زهرآگین خود قرار داده اند تا از این طریق جامعه اسلامی را به نابودی بکشانند.
دشمن در جنگ نرم شیوه های متفاوتی برای گمراه کردن پیروان حق بکار می گیرد که بی‌شک برای مقابله با هر یک از آنان نیز باید چاره‌ای اندیشید، تا جنگ نرم او را خنثی کرد.

اشاعه فساد و فحشا
اشاعه فساد و فحشا یکی از برّنده ترین تیغهای دشمنان در مبارزه با طرفداران حق بوده که خدای متعال در قرآن کریم علت انحراف و گمراهی برخی امت ها را همین امر معرفی کرده، بیان می کند که: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوات‏ ؛ سپس در پى آنها جانشينانى آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوت‏هاى (نفس) پيروى كردند.»راه های دشمنان برای جلوگیری از بیداری قدرت خفته مسلمانان به همین موارد محدود نمی گردد، خدای متعال در این زمینه می فرماید:
و از مردم كسانى هستند كه سخنان لهو و بيهوده را مى‏خرند (مانند:، ترانه‏هاى فاسد، اشعار و گفتارهاى ركيك، بهتان و غيبت‏سرايى، رمان‏ها و افسانه‏هاى فسادانگيز و غيره) تا مردم را از راه خداوند گمراه سازند.»، وحشت و هراس دشمنان از بیداری و قدرت ناشناخته مسلمانان به حدّی است که به هر شکل ممکن سعی در فاسد کردن افراد و سپس جامعه اسلامی دارند، در این راستا حاضر به صرف هزینه های هنگفت و اعمال سیاستهای ضد بشری هستند به شکلی که با راه اندازی ماهواره ها و شبکه های مخرب در تلاشند روح و روان جوانان ایران را به فساد و فحشا بکشاند و با انواع مواد مخدر جسم آنها را نابود کنند. دشمنان هر روز با صرف هزینه های هنگفت که از طریق کنگره ی امریکا تصویب می شود و نمونه ی مکانی است که شیطان در آن حاکم است به مبارزه با اسلام می پردازند به گونه ای که در عراق به گفته ی خودشان هزینه ای که برای کنار زدن مسلمانان و شیعیان از حکومت هزینه کردند بیشتر از هزینه ای بود که در برای جنگ ایران و جنگ کویت پرداخت كرده اند. خدای متعال در این باره می فرماید:
آنها كه كافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‏كنند.»
امروزه دشمنان جریان حق و دین با صرف هزینه های کلان آنهم به صورت علنی سعی در به انحراف کشاندن جوامع بشری دارند، و دردبارتر اینکه در جامعه اسلامی ما عده ای در ادامه فعالیتهای دشمنان برای اشاعه فساد با آنها همصدا شده اند.
ترویج اباحه‌گری از سوی برخی جریان‌های برانداز و تلاش برای حذف برخی اهرم‌های بازدارنده چون گشتی‌های نظارت و ارشاد نیروی انتظامی، همه در پروسه نابود کردن و تبدیل کردن عاقبت کار انقلاب به عاقبت اندلس است. راهکار مقابله با این جنگ نرم دشمن چیزی جز نهادینه کردن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و همکاری با نیروهای انتظامی در پاکسازی جامعه از این عناصر و توجیه جوانان نیست امری که متأسفانه در جامعه ما رو به فراموشی و تعطیلی است.
یکی از شگردهای دشمنان منافق برای اغفال و انحراف پیروان مکتب حق استفاده از پوشش زیبا و جذّاب برای کارهای مخرِّب خود است، خدای متعال در این زمینه می فرماید: «وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نحَْنُ مُصْلِحُون ؛ و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد»مى‏گويند: «ما فقط اصلاح كننده‏ايم»!‏ در تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریفه می فرماید: «سپس به ويژگيهاى آنها اشاره مى‏كند كه نخستين آنها داعيه اصلاح‏طلبى است در حالى كه مفسد واقعى همانها هستند: هنگامى كه به آنها گفته شود در روى زمين فساد نكنيد مى‏گويند ما فقط اصلاح كننده‏ايم ! ما برنامه‏اى جز اصلاح در تمام زندگى خود نداشته و نداريم!»
امروزه هم دشمنان اسلام و بشریت، با بهره گیری از عناوینی مانند اصلاح طلبی و دفاع از حقوق بشر بر ضد ارزشهای دینی می نویسند، در یکی از نشریات مدعی اصلاح طلبی می نویسد: «همین دیه و قصاص و حدّ زنا و قطع دست و... همه عرفی و مردمی و بشری بوده... به نظر من می توانند آنها را بردارند و اصلاحشان کنند.»
سوق دادن جامعه به سوی شخصیت‌شناسی جریان‌ها، در کنار به چالش کشاندن این افراد و افکار آنان از سوی نخبگان جامعه امری ضروری است.
دشمنان با راه اندازی پایگاههای جاسوسی برای رخنه در جوامع دینی و به دست آوردن اطلاعات در رابطه با افکار و گرایشات افراد و جامعه و پیدا کردن نقاط ضعف و قابل رخنه در بُعد فرهنگی و امنیتی و نظامی،از طرق و شیوه های مختلف در پی فتنه انگیزی هستند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.
کشف و افشای پایگاه‌های جاسوسی و معرفی افراد مشکوک و مرموز می‌تواند گلوگاه‌ها و طراحان جنگ نرم و ستون پنجم دشمن را افشا و مانع حرکت‌های براندازانه آنها بر ضد نظام شود.

بالا بردن بصیرت فرهنگی
بهره گیری از روشهای گوناگون برای به تسلیم کشاندن جبهه حق و بکارگیری تاکتیک های متفاوت، اصلی مهم برای جبهه باطل است. یکی از این روش ها متقاعد کردن جبهه حق به تعامل با جبهه باطل زیر نام تعامل فرهنگی و رابطه ی فرهنگی با سایر تمدن های دیگر است.
شکی نیست که داشتن رابطه فرهنگی با سایر فرهنگها برای رشد جامعه ضروری است و باید با فرهنگ های دیگر ارتباط داشت – ولی نباید این رابطه ی فرهنگی به خودباختگی فرهنگی منجر شود و و افراد در مقابل فرهنگ بیگانه خود دچار ترس و حقارت شوند و در برابر تکنولوژی و علم آنها ایمان خود را ببازند -. چرا که در غیر این صورت جامعه دچار جمود فرهنگی و عقب ماندگی خواهد شد ولی این مقصود زمانی حاصل می شود که این تعامل در یک شرایط کاملاً مساوی قرار گرفته می باشد. امروزه شرایط کاملاً نامساوی است و فرهنگ غرب در صدد تسلط بر فرهنگ های دیگر است از این رو امام خمینی به این نکته اشاره کردند. که «ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم ما از دخالت نظامی نمی ترسیم آن چیزی که ما را می ترساند وابستگی فرهنگی است.»
و نیز مقام معظم رهبری فرمودند: «کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی دارد می کند یک تهاجم فرهنگی، قتل عام فرهنگی و شبیخون فرهنگی است.»
باید از یاد نبرد که حرکتی که غرب در مقابل فرهنگ اسلامی و ایرانی ما سازماندهی کرده است همان حرکتی است که قرآن به آن اشاره کرده است و آن عقب نشینی از همه ارزشها است. خدای متعال در قرآن به پیامبر تذکر می دهند:
کفار از شما راضی نمی شوند مگر اینکه شما فرهنگ و دین خود را کنار بگذارید و از دین آنها پیروی کنید.
این سیاست امروز در جنگ نرم دشمن دنبال می شود زیرا کم هزینه ترین و مؤثرترین شیوه مبارزه با فرهنگ قرآنی در پوشش ایجاد رابطه فرهنگی صورت می گیرد. بالا بردن بصیرت فرهنگی مسئولین، برپا کنندگان سمینارها و همایش نسبت به موضوعات مطروحه در نشست های به اصطلاح علمی و فرهنگی قبل از برپایی و نقد عالمانه مسائل مطروح در نشست های علمی و فرهنگی یکی از راهکارهای مقابله با جنگ نرم است.

حمایت از نخبگان
دشمن برای تحقق مقصود خود نیازمند به یارگیری است و از راههای مختلف چون رسیدگی به امور مادی یا با تشویق و ایجاد منزلت اجتماعی سعی در افزودن یاران خود و شمار پیاده نظام خود است. در صدر اسلام منافقین و منفعت طلبان به تطمیع اقشار مختلف خصوصاً نخبگان می پرداختند. یکی از شیوه های منافقین، جلوه دادن ذلت همراهی مؤمنان و عزیز شدن در دوری از مؤمنان و جبهه حق است که این روزها به مقبولیت جهانی و بین المللی معنا می شود و با این شیوه درصدد فرار مغزها و یا گرفتن تأییدی علمی و رسانه ای از سوی آنان است.
قرآن پاسخ آنان را چنین بیان می کند:
عزت واقعی و منزلت واقعی در نزد خدا و رسول و مؤمنین است، نه در نزد کفار.
حمایت مادی و معنوی در کنار توجیه نخبگان جامعه، به حقانیت راه اسلام و انقلاب به عنوان فرماندهان و افسران جنگ نرم می تواند یکی از راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمن و جلوگیری از ریزش ها باشد.
قرآن کریم مقابله با شیطان را در محورهای زیر توصیه کرده اند:
1- نگهبانی از آرمانهای اسلام و انقلاب
2- واکنش مناسب در برابر وسوسه های شیطان و دشمنان
3- استعاذه واستغفار در برابر خداوند
4- پایداری،برخوردخصمانه وانهدام مواضع دشمنان
5- کار مضاعف و تلاش مضاعف برای رشد جامعه ی اسلامی
6- ترویج فرهنگ دینی
دشمن ما حالت تهاجمی دارد و از هر سو حمله می کند از این رو ساختن مواضع دفاعی برای نجات،امری لازم و ضروری است، دژی که متناسب با جان ماست جز تقوا نیست تقوا یعنی حفظ حریم الهی در بیرون ازجان و حرم الهی در درون جان، قرآن کریم تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می داند که آن را به خوبی حراست می کند.
خدای متعال راه خروج از کجی ها، انحرافات و بحرانها را در تقوای الهی می دانند زیرا در اثر تقوا الهی انسان دچار خود بزرگ بینی و هوا پرستی نمی شود و هر چه انسان با خدا صادق تر باشد راه برای او بازتر می شود و هیچگاه در تاریکی و ابهام سرگردان نمی ماند. نگاهی به کسانی که در مقابل جریان حق ایستاده و در فهرست ریزشها قرار گرفته اند گویای این واقعیت است که آنان از دایره تقوا خارج شدند.
هر آنچه که بخواهد وارد مملکت جان شود یا هر سخن و نوشتار و هر ایده و نظریه ای که بخواهند از هر فردی در جامعه صادر شود، باید مجوز الهی و مهر شرعی داشته باشد،آنچنان که خدا اجازه فرموده است0
محاسبه وتحقیق و بازنگری دوباره به گفتارها و رفتارها می تواند انسان را از افتادن به دامها برهاند قرآن کریم می فرماید:
(ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید0و هر کس باید بنگرد که برای فردایش چه فرستاده است0از خدا بترسید که خدا به کارهایی که می کنید آگاه است0)
هرنوع وسوسه ای از طرف دشمن، واکنش مناسب و در خور خود را می خواهد. اصل اساسی در مورد واکنش مناسب در برابر وسوسه های دشمن به ویژه در مورد رابطه ی انسان با خدا، معرفت است، معرفتی که رابطه ی مستقیم با گنجایش قلب ما دارد و هر چه گسترش یابد، قدرت و توان ما را در فهم وسوسه ها و چگونگی برخورد با آنها افزایش می دهد0معرفتی که رهبری انقلاب از آن به بصیرت یاد کردند، به یقین واکنش مناسب و در خور در مقابله با جنگ نرم نیازمند بالابردن سطح معلومات و اطلاعات عمومي... است.

استعاذه واستغفار
آیات متعددی ما را به چنین روشی توصیه می دهد:
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(واگرازجانب شیطان درتووسوسه ای پدید آمدبه خداپناه ببر،زیرااوشنواوداناست)
(بگو: ای پروردگار من،از وسوسه های شیطان به تو پناه می آورم0و به تو پناه می آورم،ای پروردگار من،اگر نزد من حاضر آیند. )
مقاومت وبرخوردخصمانه دربرابردشمن،حکم عقل سلیم است که می گوید: دشمن،دشمن است و در برابر او انعطاف و مسامحه هرگز روا نیست0این مقاومت در جنگ نرم هم یکی از اصول اساسی است0
اولین راهکار دشمن در بکارگیری جنگ نرم غفلت از خدای متعال است و این مهمترین شیوه و مؤثرترین شگرد جبهه باطل است که بوسیله مشغول کردن انسانها به دنیا و انکار خدای متعال و خالق یکتا بشر را از دوست و قدرت واقعی جدا سازند0
بی شک مصادیق سرگرمی شیطانی در دنیا فراوان است که خدای متعال انسان را در مواقع مختلف به آن تذکر داده است که از شیطان غفلت نکنند. خداوند در قرآن می فرماید:
(ای انسان درعهد نخستین بامن خدا عهدبستی که ازشیطان پیروی نکنی همانا مهمترین دشمن آشکار شما شیطان است0)
نام و یاد خداوند سبحان تنها راه رستن از دام شیطان است و خدای متعال می فرماید:
اذکرونی اذکرکم (بیادمن باشیدتابیادشماباشم. )
یاد کردن خدا از انسان به معنای کمک در مواقع سخت و نشان دادن راه هدایت و فلاح در دوره شبهه افکنی ها و شبهه آفرینی ها است0
بهترین پشتوانه و تکیه گاه در جنگ نرم خداست و باید در این راه بر او توکل کرد و هر کس که واقعا توکل بر خدا کند خداوند نیز او را کفایت می کند معنی درست توکل بهره گیری از همه ی امکانات با توجه به عقل و امکانات مادی و معنوی و برنامه ریزی دقیق است.
خداوند متعال می فرماید:
وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
در نگاه قرآن برخلاف نگاه مادی، فرجام تاریخ پیروزی اهل حق بر باطل است و با فرهنگ مهدویت پیروزی قطعی و روشن با اهل حق آشکار می شود و این اعتقاد به انسان مؤمن نیرو و قوتی وصف ناشدنی می بخشد که قابل مقایسه با هیچ مکتبی نیست.
اعتقاد به وراثت و خلافت بر زمین و پیروزی حق و اهل حق در پیش روی مؤمنان و تأکید و تکرار ادعیه های عصر ظهور را می توان نقطه امیدبخشی برشمرد که هر انسان مؤمنی را در مقابله با جنگ نرم دلگرم تر و در ادامه مسیر مصمم تر می کند.
روش پیامبر (ص) در قرآن مجید این است که در صحنه اجتماعی واقعاً با دشمنان کمال عداوت و دشمنی را داشت و نسبت به دوستان و مؤمنان کمال محبت را روا می داشت.
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ
از این رو مؤمنان باید کاملاً با محبت و رأفت با هم برخورد کنند و نسبت به کفار و منافقین باشد. مثل یک پیکر محکم و خلل ناپذیر باشند.
این مؤلفه خود به خود از ایجاد شکاف بین مؤمنین جلوگیری می کند، راه را بر گسترش شایعات می بندد و در مواقع حساس، آنان را به هم پیوند می زند، باید به این نکته توجه داشت که شگرد دشمن در مقابل جریان حق از ایجاد کینه نسبت به یکدیگر شروع می شود تا به نفرت درونی و بیرونی و برادرکشی منجر شود و در نهایت در جبهه حق تفرقه ایجاد گردد.
شیطان اول دشمنی را بین مومنان ایجاد می کند و کم کم صف واحد آنها را دچار آسیب می کند، در مقابل این شگرد دشمن، خدای متعال دعوت به وحدت و چنگ زدن به ریسمان الهی را راهکار اصلی مبارزه با جریان باطل می داند.
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْآل
«به ریسمان الهی چنگ بزنید و تفرقه را کنار بگذارید». البته ریسمان الهی در روایات به ولایت اهل بیت  تفسیر شده است. یعنی اگر می خواهید دشمن بر شما پیروز نگردد باید مؤمنان ولایت معصومین (ع ) را با تمام جهات آن قبول کرده و به آن پایبند باشند و نیز فرمود: تنها راه تقرب به سوی خدا و محبت و عشق به خدا پیروی از راه اهل بیت است.
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
بر همگان آشکار است که در زمان غیبت امام معصوم (ع) تنها راه رستگاری دوستی و پیروی از ولی فقیه است که راه را از چاه باز می شناسد و در شب فتنه چراغ مؤمنان است.

نتيجه (حسن پايان)
اسلام به مسلمانان تاكيد مي كند كه در برابر كفار بايد استاد و سست نبود چنان كه در قرآن اشاره مي فرمايند كه خدا در برابر كساني كه مكر مي كنند مكر مي كند و آنچه را شايسته است به خود آنها باز مي گرداند. اسلام راه هدايت را در تمام زمينه ها از جمله اين مورد در دست نائبان خود ولي فقيه زمان قرار داده تا جامعه را از افتادن در دام تهاجم فرهنگي نجات بخشند.
رهبر انقلاب مي فرمايند: بازگشت به گذشته و بررسي آنچه كرده‌ايم انتخاب سياستهاي آينده را سهلتر مي كند. نخستين نشانه هاي تهاجم فرهنگي پس از ارتحال حضرت امام خميني (ره) پديدار شد. دشمنان انقلاب اسلامي با توجه به ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي، به خوبي دريافته اند كه براي فروپاشي اين بنيان مرصوص، راهي جز نابودي پايه هاي فكري و اعتقادي آن وجود ندارد، همچنان كه از تصريح بدان نيز هيچ ابايي نداشته و ندارند.
در زمان حال ولی فقیه و امام مسلمانان جهان رهبر معظم انقلاب است که با رهنمودها و پندهای حکیمانه ی خود را راه را بر دشمنان می بندد و پیوند و اتحاد بین ملت را حفظ می کند و با آموزه های خود ملت را در راه کمال هدایت می کند.
به این شکل است که در سال جدید با رهنمود و سخن فاضلانه ی همت مضاعف، کار مضاعف تمام مسلمانان و ایرانیان را مکلف کرد تا با تلاش، غرور خود را بالاتر ببرند و اجازه ندهند که کشور ایران و مسلمانان در مقابل کشورهای غربی احساس حقارت کنند چرا که یکی از موارد جنگ نرم که رهبر انقلاب به وجود آن پی برده اند – قرآن و ائمه اطهار هم به آن اشاره كرده اند و به شكلي كه امامان ما كار در زير آفتاب را براي مرد عبادت مي دانند و مرگ در راه كار و روزي حلال براي خانواده را فيض شهادت مي دانند - رکود و سستی در بین جوانان یک کشور است تا آنها را به جای کار به حسرت و تعریف و تمجید از کشورهای بیگانه وادارد در حالی که رهبر انقلاب با درک این خطر بزرگ و با نام گذاری این سال به این نام به دشمنان اسلام و ایران نشان داد که ملت اسلام دچار رکود و سستی نشده اند و برای به دست آوردن کمال علم و دین از هیچ کوشش و تلاشی فروگذار نمی کنند و هیمنه ی علم و ثروت غرب برای مسلمانان شکسته شده و دیگر نمی توانند با این شیوه بر مسلمانان تاثیر بگذارند و آنها را از فرهنگ خود زده کنند بلکه ملت ایران با عمل به رهنمودهای رهبر خود در تلاشند تا بهترین ها را برای امت اسلامی فراهم کنند و همه ی اینها در سایه ی امام زمان و رهنمودهای رهبر انقلاب محقق خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 7:42  توسط یونس صفافر  | 

آنچه باید درمورد جنگ نرم بدانیم!

آنچه باید در مورد جنگ نرم بدانیمجنگ نرم

نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن كشور پخش می‌شد. تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.
رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند، خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل، تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

اولین كسی كه روی این مسأله كار كرده است، "سان تزو" است كه در كتاب هنر جنگ نكته‌ای را مطرح می‌كند و می‌گوید: "می‌شود جنگید، اما مهم‌ترین كار این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!" چیزی كه او مد نظر قرار داده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی‌های رقیب و روحیه‌ی او حمله كرد؛ به‌گونه‌ای كه آن‌ها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می‌خورد، حتماً در دنیای واقه نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می‌كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.
بنابر آنچه گفته شد، اگر بخواهیم تعریفی از عملیات و جنگ نرم ارائه دهیم، می‌توان گفت: "هر حركتی كه احیاناً به عنوان مقدمه‌ی جنگ نظامی مطرح می‌شود و روحیه‌ی طرف مقابل را هدف گرفته است" بنابراین تمام برنامه‌ریزی‌هایی كه در این چارچوب باشد، جنگ نرم تعریف می‌شود.

اعمال قدرت بر گروه‌های هدف


گروه‌های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می‌دهند و می‌توانند به عنوان تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه‌ی مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه‌ی ملت را درهم بشكنند. بنابراین گروه‌های هدف مشخص هستند اما عملیات نرم طبیعتاً برای یك رهبر یا رهبران سیاسی متفاوت است با آنچه با توده‌ی مردم یا نخبگان انجام می‌شود.

نبرد اصلی در جنگ نرم یا "soft war" و جنگ سخت یا "Hard war" برای اعمال قدرت است. یعنی یك كشور، حزب یا گروه یا فرد می‌خواهد برطرف مقابل كه ممكن است یك كشور یا حزب، یا فرد دیگری باشد، اعمال كنترل و اعمال قدرت كند.
بر اساس تعریف رابرت دال و دیگران، اعمال قدرت آن است كه طرف مقابل شما كاری را انجام دهد كه شما نمی‌خواهید اما او می‌خواهد. در عملیات نرم فرد این كار را با اختیار خود انجام می‌دهد، در حالی كه در عملیات سخت شما او را با زور وادار می‌كنید تا مطابق خواسته‌ی شما تغییر رفتار دهد. در نبرد نرم این حركت به گونه‌ای انجام می‌پذیرد كه فرد با میل خود یا خلاف میل خود عملی را انجام می‌دهد كه نهایتاً به نفع شماست ولی شما در مورد آن زور به كار نبرده‌اید. این‌جا روش‌های دیگری وجود دارد كه یكی از آن‌ها "فریب" یا "بزرگ‌نمایی" است كه باعث تضعیف روحیه‌ی طرف مقابل می‌شود و فرد، آمادگی لازم را برای پذیرفتن نظرات دیگران پیدا می‌كند. بنابراین در جنگ نرم، تأثیرگذاری از نوع غیرمستقیم است.

ماهیت زور در جنگ نرم


ماهیت زور یا اعمال اقتدار در جنگ نرم با ماهیت آن در جنگ سخت متفاوت است. زور یعنی ایجاد تغییر در رفتار دیگران، بر خلاف میل آن‌ها. در جنگ نرم همین اتفاق رخ می‌دهد و ممكن است خلاف میل فرد باشد اما فرد خودش آن را چندان احساس نمی‌كند. تصور كنید فردی را كه كلاه‌برداری می‌كند؛ او به نوعی مبلغی پول را از دست شخصی درمی‌آورد اما با فریب و روش‌هایی كه شخص را وادار می‌كند با دست خودش این كار را انجام دهد. حال تصور كنید دزدی با زور پول شخصی را در خیابان ‌بقاپد؛ هر دو به نحوی با استفاده از زور این كار را انجام داده‌اند اما ماهیت این زور، متفاوت است.

از لحاظ روان‌شناسی، انسان یك سیستم است كه مجموعه‌ای درون‌داد (اطلاعاتی كه به فرد داده می‌شود) و مجموعه‌ای برون‌داد دارد. اگر شما بتوانید درون‌داد و اطلاعاتی را كه به ذهن او وارد می‌شود به نوعی كنترل كنید، تا حدودی می‌توانید رفتار برونی او را هم كنترل كنید. وقتی ورودی یك كارخانه كنترل شود، خروجی آن را نیز در كنترل است. در نبرد نرم، همین كار صورت می‌گیرد. اطلاعات مورد نیازی كه ظاهراً مفید است، به فرد داده می‌شود اما این اطلاعات ممكن است "درست"، "گزینش شده" یا "اشتباه" باشد. نهایتاً رفتاری كه از فرد منتج می‌شود، رفتاری است كه شما مایلید صورت بپذیرد.
نخبگان هر خبری را كه می‌شنوند، نمی‌پذیرند. ابتدا با شك و تردید برخورد می‌كنند؛ زیرا خود یك سیستم گزینشی دارند. برای این‌كه اطلاعاتی را به نخبگان انتقال دهید، لازم است از فرایند دیگری استفاده كنید. اما بخش بزرگی از توده‌ی مردم هرچه را كه می‌شنوند، می‌پذیرند؛ این در حالی است كه نخبگان در بخش عمده‌ی آنچه می‌شنوند، شك می‌كنند. بنابراین در عملیات نرم روش‌های مختلفی دنبال می‌شود تا به نتیجه‌ی دلخواه حاصل شود.

روش‌ها:


1. فریب و دست‌كاری در منطق مخاطب: یكی از روش‌های مهم در جنگ نرم، گونه‌ای فریب است؛ یعنی مخاطب باید به این نتیجه برسد كه باید این كار را انجام دهد و راهی جز این ندارد. این زمانی است كه گزینه‌های مقابل او آنقدر محدود شود كه هرچه را در دایره‌ی گزینشش انتخاب كند، برای طرف مقابل، بُرد محسوب شود. ظاهراً تنوع هست ولی راه گریزی نیست.
مهم‌ترین و بالاترین سطح فریب این است كه فرد را به خودفریبی بكشانند. گاهی فرد فریب می‌خورد اما می‌داند كه فریب خورده و چاره‌ای ندارد. گاهی نیز فرد فریب می‌خورد اما هرچه تلاش می‌كنند او را از دایره و تور فریب بیرون بیاورند، امكان‌پذیر نیست؛ چراكه نمی‌خواهد باور كند كه فریب خورده است.
هر فرد، نوعی شناخت و معرفت نسبت به عالم، نسبت به خود و نسبت به روابط با دیگران دارد. وقتی بتوانید وارد حوزه‌ی شناختی فرد شوید و مقدمات را فراهم كنید، نتیجه‌ی دلخواهتان را هم می‌گیرید. این كار چندان پیچیده نیست؛ مثل این است كه در شعر، وزن و قافیه تعریف ‌كنید و دیگران مقابل مكلف باشند كه قسمت دوم را تكمیل كنند! آن‌ها مجبورند در وزن و قافیه‌ی مورد نظر شما بسرایند.
در روان‌شناسی جنگ، بر روی این مبحث مطالعه می‌كنند كه باید فهمید سوژه‌ای كه قرار است روی آن كار شود، چطور می‌اندیشد؟ باید منطق طرف مقابل را كشف كرد تا بر اساس آن، فرد را به نتایجی كه می‌خواهیم، برسانیم یا در منطق و مدل فكری او دست‌كاری كنیم و نهایتاً نتیجه‌ی لازم را بگیریم.
از لحاظ روان‌شناسی در رسانه‌ها انسان‌ها عملاً به عروسك خیمه شب بازی تبدیل می‌شوند. اوج این مسأله در رسانه‌های غربی دیده می‌شود. اگر رسانه‌ها خاموش شوند، تا مدت‌ها یك "خلأ فكری" شدید در غرب رخ خواهد داد؛ زیرا مردم دیگر نمی‌دانند چطور بیاندیشند و از كدام سبك زندگی تبعیت كنند؛ به‌خصوص در ایالات متحده آمریكا.

2. تردیدافكنی و جایگزینی منابع:

شاید اولین كاری كه در جنگ نرم انجام می‌شود این است كه شخص را نسبت به دیدگاه‌های خود دچار شك و تردید كنند. به ویژه تشكیك در كارآمدی‌ و نتیجه‌بخشی یك رفتار: آیا این كار نتیجه دارد؟ آیا منطقی هست؟ تشكیك، در واقع "نرم‌سازی ذهن" طرف مقابل برای عملیات بعدی است. شك، فرد را دچار خلأ فكری و منطقی می‌كند و او آماده می‌شود تا چیزهای دیگری را در ذهن بپذیرد.
بنابراین ابتدا فرد باید نسبت به منابع فكری خود شك كند. در مرحله‌ی دوم، مخاطب ‌باید منابعی كه اطلاعات در آن ریخته می‌شود را بپذیرد. برای نمونه دشمن می‌گوید: رسانه‌های شما دروغ می‌گویند یا همه‌ی واقعیت را نمی‌گویند و بر اساس منافع خودشان این كار را می‌كنند... در نتیجه نسبت به صحت عمل رسانه‌های خودی شك پیدا می‌شود؛ ولی همچنان نیاز هست كه منابع اطلاعاتی دیگری جایگزین آن شود. آن‌گاه سریعاً منابع رقیب از سوی دشمنان معرفی می‌شوند. تزریق اطلاعات این‌گونه صورت می‌پذیرد.

3. طراحی ادبیات مناسب:

هر انسانی، ارزش‌ها و شاكله‌ی ذهنی‌ای دارد. اگر مطالبی كه دیگران می‌گویند تفاوت زیادی با این شاكله‌ی‌ ذهنی داشته باشد، انسان آن ‌را پس می‌زند. اگر شخص مذهبی، پیامی كاملاً ضدمذهبی دریافت كند، طبیعی است كه از همان اول آن‌ را نمی‌پذیرد. به همین دلیل دشمن تلاش می‌كند پیام مورد نظرش را با توجه به شاكله‌ی روانی مخاطبان، طراحی كند.
از این رو یكی از مسائل پراهمیت در نبرد روانی، طراحی ادبیات مناسب است. ادبیاتی كه ظاهری ارزشمند داشته باشد. دشمنان، ادبیات و ارزش‌های ما را منفور و نامطلوب نشان می‌دهند؛- ذهن مردم هم طبیعتاً به چیزهای نازیبا گرایش ندارد- آن‌گاه یك ادبیات جایگزین مطرح می‌كنند و از این راه به مرور زمان بر تمایلات و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. این‌گونه است كه بعد از مدتی، فرد دچار عمیق‌ترین شكل فریب، یعنی خودفریبی می‌شود و هرگونه تلاش برای آزادسازی را تلاش برای نابودی می‌انگارد و در نتیجه مقابل آن می‌ایستد.
مهم‌ترین استراتژی در برابر جنگ روانی، "آگاهی‌بخشی" است؛ اما اگر فرد به خودفریبی رسیده باشد، آگاهی‌بخشی هم تأثیری ندارد. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد؛ مانند تردیدآفرینی در باورهای جدید تا منطق آن متلاشی شود. همان كاری كه حضرت ابراهیم با شكستن بت‌ها و قرار دادن تبر در دست بت بزرگ انجام داد و به منطق بت‌پرستان حمله كرد.

4. الگوسازی از سبك زندگی غربی:

در طول تاریخ مصداق‌های گوناگونی از جنگ روانی و روش‌های آن وجود دارد كه امروز علمی‌تر شده و به دلیل توانایی رسانه، با قدرت بیشتری از آن استفاده می‌شود. یكی از مواردی كه در دنیای مجازی رسانه‌ای كه امروزه در آن زندگی می‌كنیم اهمیت دارد، "الگوسازی" است. حتی شخصیت‌های كارتونی كه می‌شناسیم- مانند سوپرمن و...- دارای قدرتی فوق بشری هستند و پیام و هدف خودشان را كه مأموریتی جهانی است، نجات دنیا از دست اشرار (فضایی یا زمینی) مطرح می‌كنند. این ابرمردها اغلب در ایالات متحده امریكا هستند؛ یعنی هركه دشمن آمریكاست و قصد حمله به آمریكا را دارد، شرور محسوب می‌شود.
قهرمانان جهان كه الگوی فرزندان ما هستند، آمریكایی هستند. در همه‌ی انسان‌ها به‌خصوص در كودكان نوعی هم‌زادپنداری یا هم‌زادسازی با قهرمانان وجود دارد. همه تلاش می‌كنند خودشان را به قهرمانان نزدیك و شبیه كنند. وقتی كه ملیت و هویت آن قهرمان آمریكایی است، مخاطب نیز تلاش می‌كند خود را به آن هویت نزدیك كند؛ همان چیزی كه آمریكایی‌ها تلاش می‌كنند به عنوان "سبك زندگی آمریكایی" در آسیا و اروپا رواج دهند.

آمریكایی‌ها در این مسیر از روش‌های مختلفی استفاده می‌كنند. در فیلم سینمایی ماتریكس این‌گونه القا می‌شود كه دنیا، دنیایی مجازی و ماتریكسی است كه تنها گروه اندكی در آن زنده و واقعی‌ و درصدد نجات یك شهر یا مركز به نام زاین یا صهیون هستند. یعنی همه‌ی دنیا در مسیری اشتباه و خوابی ویژه‌اند و گروه زنده‌ای كه می‌خواهند دنیا را نجات دهند، صهیون هستند. این القائات عجیب، با استفاده از اوج توانایی تكنولوژیك در حوزه‌ی رسانه صورت می‌گیرد.
یكی از كارهایی كه آمریكایی‌ها انجام داده‌اند، تركیب information و entertainment و تشكیل پدیده‌ای به نام infotainment است؛ تركیبی از "تفریح و خبرگویی". آمریكا پیش از هر چیز، سعی دارد "امپراطوری ذهنی" خود را گسترش دهد و كنترل مغزها را به دست بگیرد تا در نتیجه كنترل فرهنگ، اقتصاد و سیاست شكل بگیرد.

گاهی اوقات عملیات روانی دیگران آنقدر جذاب است كه فرد به سرعت دچار خودفریبی می‌شود و حاضر نیست توجه كند كه مثلاً فیلم هری‌پاتر چه پیامی در خود دارد؟ چرا در این فیلم وقتی قرار است هری پاتر با زن چینی ازدواج كند، ناگهان در داستان، آن شخص حذف و فردی اروپایی جایگزینش می‌شود. زیرا از نظر آمریكایی‌ها زمانی كه كشوری مانند چین از لحاظ اقتصادی به سرعت رو به رشد است، نباید به یك الگو تبدیل شود. این داستان‌ها و فیلم‌ها بدون پیام سیاسی نوشته و تولید نمی‌شوند. همه‌ی این نكات، ظرافت كار عملیات نرم را نشان می‌دهد. بنابراین زمانی كه ما می‌خواهیم در مقابل جنگ نرم، پدافند كنیم باید بتوانیم این ظرافت‌ها را بشناسیم و در مقابل، الگوی مقاومت‌مان را به همان ظرافت طراحی كنیم.

چند گام‌ در برابر جنگ نرم
اولین كاری كه در مقابله با هرگونه عملیات نرم رقیب می‌تواند صورت بگیرد، "آگاهی‌بخشی" است تا هم رقیب بفهمد كه ما متوجه اعمال او هستیم و هم ملت خودمان این آمادگی را دریابند. وقتی كه از طریق آگاهی‌دهی، "مصون‌سازی" ایجاد شود، گام بزرگی برداشته شده است. البته این كار پیچیده است و در یك مقطع كوتاه انجام شدنی نیست.
در واقع ما باید در یك فرایند ملت‌سازی شركت كنیم. امام خمینی(ره) یك انقلاب را به پیروزی رساند اما پیش از آن فرایند ملت‌سازی را آغاز كرده بود. انقلاب در واقع ثمره‌ی كار بود، نه شروع آن. این ملت‌سازی از چه زمان آغاز می‌شود؟ از مهدها. كشوری كه می‌خواهد برای دنیا الگو درست كند، باید از لحاظ حركت، نمونه‌ی مطلوب و مورد پذیرش را در مركز جهان اسلام ایجاد و نهادینه كند. بنابراین باید فرایند ملت‌سازی‌ای را كه شروع كرده‌ایم، تكمیل كنیم؛ البته به عنوان یك فرایند مستمر؛ یعنی یك پروسه، نه پروژه.

نكته‌ی دیگر این‌كه نمی‌توان برای كل جامعه یك پیام واحد طراحی كرد. با توجه به اجزاء مختلف جامعه، هر پیام باید متناسب با روحیات، تعلقات فكری، مبنای شناختی و منطقی خاصی طراحی شود. گرچه اجزاء جامعه هویت دینی و ملی واحدی دارند كه طبق دین اسلام باید از پیش از تولد تا زمان مرگ برای آن‌ برنامه داشت. تلاش ما برای تمدن‌سازی و ملت‌سازی، عظمت كار ما و این‌كه تلاش ما مكانیكی نیست را نشان می‌دهد.
همچنین هنگامی كه نظام، پیامی را برای آحاد مردم طراحی می‌كند، نباید در ذات این پیام، تعارض و تناقضی وجود داشته باشد. بنابراین، نظام فرهنگی و نهادهای فرهنگی كشور باید درون یك استراتژی كلان عمل كنند.


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 7:38  توسط یونس صفافر  | 

نبرد خانه به خانه

تاملي درنقش بازی های رایانه ای در جنگ نرم برضد انقلاب اسلامی
تولید و پیدایش بازی های رایانه ای دنیا به سال 1962.م باز می گردد که استیفن راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام جنگ فضایی نوشت که روی رایانه ای به نام PDP1 که اندازه ای در حدود یک اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود که شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می کردید.

تولید و پیدایش بازی های رایانه ای دنیا به سال 1962.م باز می گردد که استیفن راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام جنگ فضایی نوشت که روی رایانه ای به نام PDP1 که اندازه ای در حدود یک اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود که شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می کردید. بعد از آن شرکت آتاری در سال 1973 بازی پونگ را ساخت که یک بازی ساده متشکل از تعدادی مستطیل سیاه و سفید بود که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت.
مهاجمان فضایی، بازی دیگری که در سال 1997 در شرکت تایتو نوشته شد، شامل عناصر کلاسیک یک بازی رایانه ای بود. در این بازی کنترل یک شی یا یک شخص در دست بازیکن بود که باید با کمک آن دشمنان را نابود می کرد.
پس از آن بازی های ویدئویی سیر تکاملی خود را طی کردند و در اواسط دهه هشتاد بازی ها بیشتر به سمت داستان های جنگی پیش رفتند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 امریکا، ناشی از جنگ سرد با شوروی سابق و دیگر برنامه های ریگان، رئیس جمهور وقت بود. بازی هایی مثل استار فلایت و ... ولی در پنج سال اخیر با پیشرفت هایی که در سخت افزارها و نرم افزارهای ساخت و اجرای بازی ایجاد شده این محصول جایگاه خاص خود را در جهان پیدا کرده است.
طبق آمار، روزانه دو بازی رایانه ای به بازار می آید و تخمین زده می شود که چرخش مالی این بازی ها فقط در امریکا، تا پایان این دهه، به بیش از یک میلیارد دلار در سال برسد.
بازی های رایانه ای برخلاف فیلم های سینمایی به مخاطب این امکان را می دهد که بجای تماشاچی بودن خود به ایفای نقش بپردازد، رانندگی کند، با اسلحه شلیک کند و تعقیب و گریز انجام دهد.
آمارها نشان می دهد که روند تولید بازی های رایانه ای به 4-3 هزار نسخه در سال می رسد و با شتاب زیاد در جامعه جهانی در حال گسترش است. که تولید این بازی ها در دنیا تنها در انحصار چند شرکت امریکایی و ژاپنی است.
بیش از 30 میلیون نفر در سراسر جهان، بخشی از اوقات فراغت خود را با بازی های رایانه ای پر می کنند که بالغ بر 10% آنها بین 4 تا 7 ساعت از رندگی روزمره شان را به این کار اختصاص داده اند؛ این آمار علاوه بر آنکه گستردگی بازی های رایانه ای را نشان می دهد، از وابستگی روانی به این بازی ها حکایت دارد.
نتایج تحقیقی نشان می دهد که 56% جوانان ایرانی علاقه بسیار زیادی به بازی های رایانه ای و استفاده از اینترنت در اوقات فراغت دارند؛ به گونه ای که از میان 2/64% جوانانی که در زمان اوقات فراغت خود مشغول بازی می شوند، 7/38% بازی های رایانه ای را انتخاب می کنند.
از جمله مقاصدی که در جنگ نرم بازی های رایانه ای پیگیری می شوند، عبارتند از :
1. تشریح خط مشی ها، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبان و ارائه استدلال های پشتیبانی از آن خط مشی ها
2. برانگیختن افکار عمومی به طرفداری یا علیه یک عملیات نظامی
3. پشتیبانی از تحریم های اقتصادی و دیگر اشکال غیر قهرآمیز اعمال فشار علیه دشمن.
بیشترین بازی های رایانه ای به منظور هدف اول مذکور تولید و به صحنه بین المللی عرضه شده است. عنصر مشترک تمامی این بازی ها این است که کاربر در نقش یک سرباز شجاع و زبده غربی عمدتاً نیروی ویژه دلتا فورس امریکا یا اس ای اس انگلیس و یا حتی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای گسترش آزادی های فردی و دموکراسی و مبارزه با گروه ها و سازمان تروریستی دولتی یا غیردولتی و یا حتی موجودات فضایی و یا تخیلی که بشریت را به سوی نابودی می کشانند، وارد عمل شده و هدفی جز مبارزه و نابودی تروریست ها و نجات بشریت ندارند. ایالات متحده و صهیونیسم بین الملل سعی دارند با این برنامه های فرهنگی، تجاوزات نظامی خود را در میان ملت امریکا و حتی سایر ملت ها امری عادی، انسان دوستانه و به منظور گسترش صلح و دموکراسی در سطح جهان نشان دهد. سعی می شود این موضوع القا شود که امریکا نماد خیر مطلق در جهان است و هر فرد یا گروه یا دولتی که مخـالف او و ارزش هایش است محـورهای شـرارت و شیطانی اند.


پیش از فــروپاشی شوروی سابق ریگان لقب امپراطور شرور را به اتحاد جماهیر شوروی داد و پس از آن جرج دبلیو بوش از کشورهایی چون ایران و عراق با عنوان کشورهای پلید (شرور) نام برد.
برخی از بازی های رایانه ای نیز به جنگ جهانی دوم و مبارزه با دولت نژادپرست نازی پرداخته و یا پس از آن به مبارزه با کمونیست ها می پردازد. پس از فروپاشی شوروی، امریکا سعی می کند کشورها و گروه های مسلمان را بزرگترین خطر برای صلح جهانی معرفی کند. چراکه به قول نظریه پردازان آنها، امریکا اکنون بجای اژدهای بزرگ با مارهای سمی پرشماری روبروست. یا به قول هنری کسینجر با اسلام سیاسی به رهبری جمهوری اسلامی ایران.
همانطور که بیان شد در بازی های رایانه ای جدید شما به مبارزه با کشورها و گروه های اسلامی می روید. ویژگی مشترک این بازی ها استفاده از نمادها و سمبل های اسلامی است. نمایش مکان های منقش به تصاویر اسلامی، استفاده از رنگ سبز برای نمایش تروریست ها، استفاده از مکان های مذهبی مسلمانان مانند مسجد که از محل های تجمع تروریست ها معرفی می شود و عمدتاً تک تیراندازها بالای مناره های مساجد موضع گرفته اند و به سوی شما تیراندازی می کنند. استفاده از صدای عربی و فارسی برای بیان زبان تروریست ها، استفاده از صدای پس زمینه مانند صدای صلوات و پخش آیات قرآن و ... . در بازی رایانه ای delta Force، black hawk down، team sabre برای مبارزه با تروریست ها به کشورهای مختلف می روید.

1. بازی رایانه ای جنگ ژنرال ها
در این بازی شما در نقش سربازان امریکایی مأموریت مبارزه با تروریست ها در نقاط مختلف جهان همچون عراق به منظوره مبارزه با بعثیان، یا در افغانستان برای مبارزه با گروه القاعده می روید. در عراق و افغانستان تروریست ها با رنگ سبز نمایش داده می شوند؛ ماشین سبز، کلاه نظامی سبز، پرچم های سبز رنگ و حتی کلاهک موشک ها با رنگ سبز نمایش داده می شوند. هرچند که بسیاری از شرکت های ساخت بازی های رایانه ای در بازی هایشان به صورت موردی بازی های این چنینی دیده می شود، ولی بنظر می رسد چند شرکت مانند شرکت کوما، ریالتی گیمز و شرکت کانفلیکت با این هدف که تجاوزات نظامی امریکا را در اقصی نقاط جهان توجیه کنند تأسیس شده اند.

2. بازی رایانه ای IGI 2
در یکی از مراحل این بازی شما در لیبی وارد عملیات می شوید. صدای قرآن و صلوات به گوش می رسد. نام خداوند (الله) و نام پیامبر (محمد) (ص) بر روی دیوار نقش بسته است و در یک مرحله دیگر تروریست ها به صدای رادیو فارسی ایران گوش می دهند.
3. بازی رایانه ای حمله به ایران

در این بازی رایانه ای که پنجاه و هشتمین مأموریت بازی شرکت کومار وار است، سربازان امریکایی وظیفه دارند ضمن حمله به تأسیسات هسته ای نطنز، دانشمندان ایرانی را از بین ببرند و یک دانشمند را زندانی کنند. شرکت سازنده این بازی (کوما) ادعا کرده است : " از آنجا که در زمینه اهداف واقعی ایران از غنی سازی اورانیوم به منظور تبدیل شدن به دومین کشور اسلامی (پس از پاکستان) دارای بمب اتمی تردیدی وجود ندارد و از سوی دیگر حمله نظامی گسترده و اشغال ایران می تواند با توجه به در تیررس بودن منابع نفتی خاورمیانه از سوی ایران به گسترده شدن دامنه جنگ در منطقه بیانجامد، یک عملیات نظامی کوچک به منظور نابودی پایگاه هسته ای و فناوری اتمی ایران، بیشتر می تواند مانع از دستیابی این کشور به بمب اتمی شود."
کیت هالپر به سایت فارسی بی.بی.سی گفته است : " هنوز خیلی از امریکایی ها از برنامه هسته ای ایران نگرانند. برای همین ما به بازآفرینی موقعیت ها دست می زنیم تا بحث های مرتبط را پوشش دهیم. کاربران زیادی با ارسال طومار اینترنتی به ما گفتند که این بازی را به دلایل سیاسی دوست ندارند، ولی ما یک مؤسسه سیاسی نیستیم. این بازی فرصتی ایجاد می کند که ما به برنامه اتمی ایران فکر کنیم."
با این حال توجیه طراحان بازی در تولید این بازی استناد به جمله ای از جرج بوش، رئیس جمهور پیشین امریکا است که گفت، در برابر تهدیدات هسته ای جمهوری اسلامی تمام گزینه ها قابل بررسی است.

4. بازی رایانه ای نجات گروگان های امریکایی (Iran Hostage Rescue)
در این بازی که بازهم محصول شرکت کوما است، شما در نقش نیروهای ویژه ای هستید که وظیفه تان نجات گروگان های امریکایی است که در سفارتخانه امریکا در تهران زندانی اند. این بازی به مناسبت فرارسیدن بیست و پنجمین سالگرد این حادثه (1383 هـ.ش) به بازار عرضه شد. شرکت سازنده اعلام کرد که برای ساخت این بازی از اسناد رسمی و نیز فیلم ویدئویی مصاحبه با آنتونیو مندز؛ از مسئولان سابق سازمان سی استفاده شده است.
هرچند این شرکت با تحریف اتفاقی که منجر به شکست مفتضحانه امریکا در طبس شد، بازی را با پیروزی نیروی ویژه به اتمام می رساند. البته نکات دیگری در بازی Iran Hostage Rescue به چشم می خورد که توجه به آنها ضروری بنظر می رسد :
در قسمت دوم بازی وقتی شما وارد استادیوم شوید تا با استفاده از هلی کوپتر از آنجا خارج شوید، اتوبوسی را می بینید که تصویر امام خمینی و یک بسیجی بر روی آن نقش بسته است و روی آن نوشته شده است : "پرورش جوانان خداجوی بسیجی فتح الفتوح امام است." و با فونت کم رنگ تر زیر آن به نظر می آید نوشته "مقام معظم رهبری" که نوشته این متن روی اتوبوس با زمان اتفاق مورد نظر همخوانی ندارد. آیا این موضوع عمدی است یا یکی از اشتباهاتی است که به علت بی دقتی اتفاق افتاده مانند نوشته های روی کارتن های حاوی توپ های ورزشی در استادیوم.

5. بازی رایانه ای سام ماجراجو در پرسپولیس
در این بازی در اوایل قرن 22 زمین تحت حمله مزدوران اهریمن جهانی قرار می گیرد و نوع بشر در معرض نابودی کامل است. شما در نقش سام استون ملقب به سام ماجراجو بی درنگ برای تغییر گذشته با استفاده از یک دستگاه قدیمی به نام دروازه زمان به گذشته بر می گردید تا نسل بشر را از خطر نابودی حفظ کنید.
شیاطینی که به اهریمن جهانی کمک می کنند عبارتند از : کامیکاز بی سر و عقرب بالغ، زامبال و غول لاوا که هر کدام از این شیاطین اسلحه ای دارند که با آن به شما ضربه می زنند.

عقرب بالغ یکی از ایادی شیطان است. او جنگجویی مذهبی است که از نژاد اولیه بندپایان بوجود آمده و بخاطر عقاید مذهبی شان بسیار متخاصم اند. یکی دیگر از این شیاطین، کامیکاز بی سر است. او یک سرباز سیرین است که اهریمن جهانی او را زنده کرده و کنترل زندگی آن را در دست دارد. این موجود به شکل یک انسان فاقد سر است (بدون سر بودن او به معنای نداشتن عقل و شعور و منطق است)، بنابراین او را برای عملیاتی مانند عملیات انتحاری به خدمت گرفته است. کامیکاز بی سر دو بمب در دستان خود حمل می کند و هنگامی که به اندازه کافی به هدف نزدیک شد آن را فعال می کند. هرچقدر به شما نزدیک تر باشد خسارت بیشتری به شما وارد می کند. هرچند که خود نیز پس از انجام این عمل نابود و متلاشی می شود. کامیکاز بی سر بصورت غیرمستقیم این عمل را که به عملیات شهادت طلبانه مسلمانان شباهت دارد، عملی شیطانی تلقی کرده که فاقد هرگونه پشتوانه عقلانی است. برای مبارزه با شیاطین شما به محل هایی شبیه معابد و مساجد می روید؛ اماکنی که پر از طرح ها و نقوش اسلامی است.
مثلاً در بسیاری از مراحل که دارای طرح های اسلامی است چنانچه روی این تصاویر بزرگنمایی کنیم، نام علی بر روی آنها نقش بسته است. و در نهایت شما پس از گذراندن مراحل سخت و دشوار در کلیسا ! با اهریمن جهانی روبرو شده و در نهایت او را شکست می دهید. حتی پایان بازی، بیشتر با نماد غربی مذهب یعنی کلیسا به پایان می رسد و این را به ذهن کاربر منتقل می کند که مسیحیت عامل آرامش، صلح و مودت و اسلام عامل خشونت و .. است. و به نوعی کودک و نوجوان و جوان مسلمان را نسبت به دین اسلام بدگمان می نماید و در نهایت در ضمیر ناخودآگاه وی زمینه های انحراف و خروج از دین اسلام را فراهم می کند.
با دقت در مطالب ذکر شده می توان فهمید که رسانه نوظهور بازی های رایانه ای با توانمندی ها و ویژگی های خـاص خـود بعنوان ابـزاری نویـن برای عملیات روانـی و قـدرت نـرم دشمن تبدیل شده اند. سـربـازان رایـانه ای بی هیچگونه حساسیت، نظارت و کنترل تا عمق خانه هایمان نفوذ می کنند. !؟
با مطالب عنوان شده دیگر نمی توان به بازی های رایانه ای تنها بعنوان ابزار جذاب برای تفریح و سرگرمی کودکان و نوجوانان نگاه کرد؛ بلکه باید به آنها از دید دشمنان تفکر اسلامی نگریست. و در مقابل با تولید جانشین های مناسب برای اینگونه بازی ها باتوجه به عمق منابع ملی و مذهبی به مبارزه با این تجاوز پرداخت.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 21:44  توسط یونس صفافر  | 

تکنیک شایعه

شایعات انتقال شفاهی پیام هایی هستند که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شوند. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد
                                                          
يكي از آسيبهايي كه اخيراً شاهد آن هستيم رواج شايعات است. البته شايعات به مقتضيات زمان و در برهه‌هايي خاص، ماهيتي متفاوت داشته و بنا به نيازها و فراخور حال منابع به وجود آورنده آن، گاهي كمرنگ و در زماني پر‌رنگ مي‌شود.
شایعات انتقال شفاهی پیام هایی هستند که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شوند. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد

شايعه یکی از كاربردي ترين تاكتيكهاي مطرح در عمليات رواني است كه در اثر خلاء خبري توسط عوامل و عناصر دشمن و مخالفان به فاز اجرايي تبديل مي شود. شايعه را دشمن مي سازد و عواملش پخش مي كنند، و در این بین مخاطبان فاقد بصيرت و بينش آن را پذيرفته و به آن دامن مي زنند. البته برخي در اين بين شايعه را مطابق منافع خود دیده و آن را ترویج می کنند. شايعات با توجه به ماهيت و قدرت تأثيرگذاري آن مي‌توانند اضطراب اجتماعي را افزايش داده و ميزان بهره‌وري و توليد را كاهش دهند و چرخه اقتصاد را فلج كرده و اعتبار اجتماعي افراد، مؤسسات و كشورها را خدشه‌دار كنند. بعضاً ممكن است شايعه‌اي به طور فوق‌العاده‌اي قوت يابد و آنچنان در اذهان آحاد مردم رسوخ كند كه اطلاعيه‌ها و توضيحات منابع رسمي و موثق هم به سهولت نتواند آن را تكذيب و از افكار مردم خارج كند.

شايعه در همه جا و در تمامي طبقات اجتماعي وجود دارد و قديمي‌ترين رسانه گروهي است. پيش از آنكه نوشتار به وجود آيد، گفتار، تنها شيوه ارتباط بود و شايعه خبرها را منتقل مي‌كرد، كساني را خوشنام و برخي را بدنام مي‌ساخت و جار و جنجال و حتي جنگ به راه مي‌انداخت. امروز نيز، به رغم ظهور روزنامه، راديو و تحول عظيم رسانه‌هاي ديداري شنيداري، شايعات خاموش نشده‌اند و عموم مردم كماكان برخي خبرها را دهان به دهان منتقل مي‌كنند. پيدايش رسانه‌ها نه تنها نتوانسته است مانع از پخش شايعه شود، بلكه آن را به گونه‌اي تخصصي ساخته است، به طوري كه امروزه هر شيوه ارتباطي، محدوده خاصي دارد» .

وسيله انتقال شايعه، عموماً كلام است. البته گاهي نيز شايعات در روزنامه‌ها به چاپ مي‌رسند يا از راديو پخش مي‌شوند. در عين حال، ناشران و مسئولان پخش راديو، كه احساس مسئوليت مي‌كنند، در حال آموختن چگونگي حفاظت از رسانه‌هاي گروهي خود در قبال انتشار شايعات‌اند. از سوي ديگر، اعلاميه‌هاي بدنام‌كننده و پخش بي‌‌مسئولانه در مطبوعات، مبدل به محملهاي متداول انتقال و انتشار شايعات زيان‌آور شده‌اند. حال از بين شايعات فراوان پخش شده فقط به نمونه هايي از آن مي پردازيم.

موضع گيريها و بيانات مطرح شده هر كدام به نحوي در پخش شايعه انجام تقلب در انتخابات موثر بوده و مي باشد
.بعد از انتخابات حجم وسيعي از شايعات در جهت زير سؤال بردن انتخابات باشكوه مردم ايران و همراهي با دشمن شكل گرفت از جمله مشهورترين شايعاتي كه در روزهاي بعد از انتخابات در جامعه منتشر شد، تحريف سخنان دكتر كدخدايي در گفتگوي ويژه خبري سيما درباره سرنوشت سه ميليون رأي است.

تلويزيون بي بي سي فارسي و ديگر شبكه هاي ماهواره اي به همراه تعدادي از سايت هاي سران فتنه با حذف «اگر» در سخنان آقاي كدخدايي، چنين تبليغ مي كنند كه شوراي نگهبان وجود تقلب در 3 ميليون رأي را پذيرفته و انتخاباتي كه تقلب در 3 ميليون رأي آن در گام اول اثبات شود، خود به خود باطل خواهد بود!

شايعه ديگر؛ ترور يكي از كارمندان وزارت كشور كه نتيجه مثلا واقعي انتخابات را افشا كرده بود و تعدادي از شايعات ديگر، در روزهاي بعد از انتخابات با شدت هرچه تمام تر به صورت غيرمستقيم توسط تلويزيون بي بي سي و برخي سايت هاي داخلي و نيز توسط تلويزيون هاي لس آنجلسي تبليغ مي شود. (سايت الف، 6 تير 1388)

عسكري، همان كسي كه آراي نوزده ميليوني يكي از كانديداها رو لو داده بود، در تصادف ساختگي رانندگي كشته شد؛ بنابراين شايعه كه با نام گزارش هاي تأييد نشده، منتشر شد و در اندك زماني، به سرعت در كشور دهان به دهان چرخيد و بر التهابات دامن زد. مردي كه نتايج واقعي انتخابات را از وزارت كشور به بيرون درز داده بود، در يك تصادف مشكوك كشته شد!

در ادامه اين خبر آمده بود كه محمد عسكري- كه مسئول امنيت شبكه تكنولوژي اطلاعاتي IT وزارت كشور بوده- روز گذشته در تهران كشته شد. بنابراين گزارش، عسكري نتايجي را به بيرون درز داده كه نشان مي داده است در انتخابات با استفاده از نرم افزار جديدي توسط دولت، آراي دريافتي از شهرستان ها تغيير داده مي شده و گزارش ها نيز نشان مي داد كه موسوي با نوزده ميليون رأي، برنده انتخابات است.

فضا آنچنان ملتهب بود كه حتي برخي از اهالي رسانه نيز به طرزي عجيب به اين خبر گرايش نشان داده بودند و شايد همين افزايش باورپذيري بدون تجزيه و تحليل، باعث شد كه رسانه هاي بيگانه نيز كه در خط مقدم انتشار و يا بازنشر اين شايعات بودند، به اين مسئله دامن بزنند و شرايط به گونه اي رقم بخورد كه حتي تكذيب اين شايعه نيز نتواند مردم را به اين باور برساند كه شايد اين خبر از بيخ و بن دروغ باشد (سايت تابناك)

لازم به توضيح است كه محمد عسكري بعد از پخش اين شايعات در مصاحبه با رسانه ها ضمن تكذيب كشته شدن خود، اعلام كرد من اصلا كارمند وزارت كشور نبوده و چنين مسئوليتي هم ندارم. بلكه جانشين يكي از فدراسيون هاي ورزشي هستم. 70 نفر از اساتيد عضو انجمن اسلامي مدرسان دانشگاه هاي كشور دستگير شدند. به گزارش «سايت كلمه 3 تير 1388»، عصر امروز مهندس ميرحسين موسوي جلسه اي با اساتيد عضو انجمن اسلامي مدرسان دانشگاه هاي كشور داشت كه بعد از اين ديدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگير شدند. درباره مكاني كه اين اساتيد دانشگاه را به آنجا منتقل كردند اطلاعي در دسترس نيست. اخبار تكميلي متعاقبا اعلام مي شود. در اين خصوص بلافاصله اين شايعه تكذيب مي شود و صداي هيچ يك از مدعيان درنمي آيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 21:38  توسط یونس صفافر  | 

تعبیر زیبا و فکورانه رهبر معظم انقلاب از دانشجویان به عنوان افسران جوان درجبهه مقابله با جنگ نرم نگارنده را بر آن داشت که بصورت اجمالی و گذرا به قسمتی از شرح وظایفی که می توان برای دانشجویان عزیز در اینباره متصور بود، را به نگارش در آورد.


جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران از برنامه های قطعی استکبار جهانی می باشد که به دلیل ناامیدی و ناتوانی از مقابله نظامی با ایران در دستور کار- به صورت جدی- قرار داده است. در این میان حوادث بعد از انتخابات فرصت بسیار مناسبی را ایجاد کرد که جنگ نرم بر علیه ایران را وارد فاز جدید ومناسبتری کند.

 به اعتقاد کارشناسان بهترین فضا برای اجرایی کردن هرچه بیشتر جنگ نرم در این مقطع حساس دانشگاه ها می باشد چون طراحان جنگ نرم بیشترین سرمایه گذاری را برای ایجاد شبکه و یارگیری ابتدا بر روی نخبگان و دانشگاهیان انجام داده و سپس از طریق آنها به بدنه جامعه منتقل می کنند.تعبیر زیبا و فکورانه رهبر معظم انقلاب از دانشجویان به عنوان افسران جوان درجبه مقابله با جنگ نرم نگارنده را بر آن داشت که بصورت اجمالی و گذرا به قسمتی از شرح وظایفی که می توان برای افسران جوان –دانشجویان عزیز- در اینباره متصور بود را به شرح ذیل بیاورد.

 1 - ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت بحث ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت از دو منظر قابل تامل می باشد . اول آنکه تحلیل مجموعه اقدامات انجام گرفته برای براندازی نرم –جنگ نرم- در ایران نشان می دهد که طراحان جنگ نرم بر علیه ایران به علت جایگاه ولایت فقیه در اعتقادات جامعه ایران و میزان تاثیرگذاریش و همچنین به عنوان مهمترین عامل در پیشگیری از براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی آنهم با وجود گذشت قریب به سه دهه از عمر انقلاب ایران ، بیشترین طراحی را برای مشروعیت زدایی و مخصوصا اعتبار زدایی از جایگاه ولایت فقیه و به صورت مشخص از شخص مقام معظم رهبری را در دستور کار خود قرار داده اند. دوم انکه ولایت فقیه به عنوان یک فقیه عالم و با تقوا وعادلترین و آگاه ترین فرد به مسایل سیاسی و حکومتی قطعا شایسته ترین فرد برای اطاعت پذیری نیز خواهد بود . در چند ماه اخیر در حوادث بعد از انتخابات یکبار دیگرنقش رهبری و جایگاه آن برای حفظ نظام به خوبی برای دوست و دشمن آشکار شد،آنهم در شرایطی که شاید بسیاری از اهداف برای تحقق انقلاب مخملی در ایران اتفاق افتاده بود و یا شرایطش مهیا شده بود. رهبری بزرگوار به عنوان فصل الخطاب و همچنین به عنوان مهمترین رکن جامعه ایران برای حفظ و انسجام ملی و اسلامی سبب شد که کشور از فتنه ی بزرگ به سلامت عبور کند . وجود ولایت فقیه به عنوان بزرگترین عامل در جلوگیری از بوجود آمدن انقلاب مخملی در ایران نشان داد که تفاوت ایران با گرجستان ، اوکراین و حتی کشور قدرتمندی همچون شوری سابق دروجود جایگاه ولایت فقیه در ساختار حکومتی و سیاسی و مذهبی می باشد.بنابراین این دو موضوع نشان می دهد که افسران جوان باید در اولین گام ها ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت را در صدر برنامه های خود برای مقابله با جنگ نرم را قرار دهند.

2- حفظ هویت ایرانی اسلامی اساس جنگ نرم برای تحت تاثیر قرار دان باورهای فرهنگی و اعتقادی جامعه هدف می باشد. فلذا ضروریست برای مقابله با جنگ نرم حفظ و عمق بخشی به هویت ایرانی و اسلامی جز اولین و شاخص ترین برنامه های افسران جوان در مقابله با جنگ نرم باشد.امروزه جنگ نرم برای التقاتی کردن اسلام ناب برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرده است. آنان به دنبال آن هستند که با ترویج فرهنگ سکولار هویت اسلامی را تحت تاثیر قرار داده و از درون به لحاظ محتوایی متلاشی کنند و آن اسلامی باقی بماند که در ادبیات سیاسی کشورمان به اسلام آمریکایی معروف شده است.

 استکبار جهانی الخصوص آمریکایی ها به وسیله رسانه های وابسته شان در تلاش بوده اند که الگوی های شخصیتی جدیدی به جوانان ایران معرفی کنند. آنان در این میان سعی دارند بسیاری از ارزش های فرهنگ آمریکایی را به شخصیت جوان و دانشجو ایرانی القا کنند.بنابراین بهترین راه برای مقابله با این جریانات حفظ و عمق بخشی هرچه بیشتر و توجه به هویت ایرانی اسلامی می باشد.

 3- مقابله رسانه ای و بالا بردن سواد رسانه ای جنگ نرم در حوزه رسانه ها اتفاق می افتد.این جمله یک ادعای کارشناسی است که موید این مطلب است که بسیاری از بار جنگ نرم بر دوش رسانه ها می باشد. کشور ی که از رسانه های قوی و متعددی برخوردار نباشد قطعا در این جنگ رسانه ی که به فرهنگ و اعتقادات آن کشور تهاجم شده است ، شکست خواهد خورد. دانشجویان –افسران جوان -اگر از سواد رسانه ای کافی برخوردار نباشند قطعا نخواهند توانست در فضایی سنگین رسانه ی این روزهای جهان تاب بیاورند .

 در این میان طراحان جنگ نرم سرمایه گذاری خاصی بر روی نشریات دانشجویی خواهند کرد و قابل پیش بینی است که بعضی از نشریات دانشجویی نمایندگی جنگ نرم را خواهند کرد. این مسئله باید مورد توجه جدی قرار بگیرد زیرا نشریات دانشجویی تاثیرات خاص خود را بر روی فضای افکار عمومی دانشگاه ها دارند.البته آنچه به صورت ویژه ای بر روی آن کار خواهد شد فضای سایبری می باشد زیرا به نظر می رسد به علت پرکار بودن طراحان جنگ نرم در فضای مجازی به صورت ویژه به آن پرداخته شود. اگر یک اصل را بپذیریم که اطلاع رسانی از ابزار مهم جنگ نرم است، بنابراین در حوزه رسانه و نشریات دانشجویی به صورت ویژه افسران جوان باید فعال باشند.

4- خوشبین بودن از مهمترین اهداف جنگ نرم در کشورهای هدف ایجاد روحیه رخوت،ناامیدی و بی نشاطی در آن جامعه می باشد. همچنانکه مقام معظم رهبری در دیدار چند روز قبل با دانشجویان فرمودند در برابر این ترفند باید دانشجویان به آینده خوشبین باشند. رهبر انقلاب اسلامی، نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده را باعث تقویت جبهه ملت ایران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و فرمودند:« این خوشبینی، متكی بر تحلیلِ واقع بینانه است ».بنابراین دانشجویان باید به آینده انقلاب و کشور و خود خوشبینانه نگاه کنند زیرا دشمن در طراحی جنگ نرم به دنبال ان هست که شور کار ، نشاط و امید به آینده را از آنان بگیرد.

 5-اصالت دادن تحصیل علم بر فعالیت های سیاسی مقطعی همچنانکه مقام معظم رهبری اشاره فرمودند که «بنده همیشه دانشگاهها را به تولید علم و نهضت نرم افزاری فرامی خوانم چرا كه برتری علمی را یك ركن امنیت بلندمدت كشور می دانم. ودر ادامه رهبر انقلاب اسلامی با هشدار به دانشجویان و دانشگاهیان درباره طرح دشمنان برای ایجاد اختلال در كار علمی دانشگاهها نیزافزودند: همه مراقبت كنند در این مسائل سیاسی كوچك و حقیر، كار علمی دانشگاهها و كلاسها و مراكز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشكار و مشخص دشمن برای اینكه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بكشاند محقق نگردد.بنابراین اصالت تحصیل علم بر فعالیت های سیاسی مقطعی یک اصل مهم برای افسران جوان در جبهه مقابله با جنگ نرم می باشد. البته افسران جوان باید توجه داشته باشند که گاهی حتی بعضی از کنفرانس های علمی به لحاظ محتوا و پیام مصداق جنگ نرم می باشند و توجه نمایند که طراحان جنگ نرم در دانشگاه ها ممکن است درغالب گروه های تحقیقاتی – پژوهشی دست به جاسوسی نیز بزنند.

- مواجه درست با نافرمانی های مدنی تشکلی های دانشجویی و مقابله با پروژه بی ثبات سازی و ایجاد نارضایتی یکی از اهداف مهم در جنگ نرم آن هست که دانشجویان و الخصوص تشکل های دانشجویی دست به نافرمانی های مدنی ، اعتراض های غیر قانونی و تحصنات ودادن بیانیه ها افراطی و گرفتن متینگ های سیاسی مخرب بزنند. این مسئله با حوادث بعد از انتخابات برای شروع ترم جدید قطعا به صورت جدی تری دنبال خواهد شد. تلاش در جهت ایجاد نارضایتی در میان دانشجویان از دیگر برنامه های طراحان جنگ نرم می باشد که افسران جوان باید توجه داشته باشند که خود تکمیل کننده پازل دشمن در این زمینه نباشند.آنچه در اینباره به نظر می رسد آنستکه باید بدور از افراط و تفریط این مسله توسط خود دانشجویان مدیریت شود.

 7-مقابله با مجموع اقدامات مغرضانه برای نشان دادن عدم کارآمدی و مشروعیت دولت منتخب یکی دیگر از مواردی که در طراحی ها برای انقلاب مخملی در ایران در نظر گرفته شده است اقدامات تخریبی احتمالی برای نشان دادن عدم کارآمدی و مشروعیت و اعتبار دولت منتخب دولت دهم – خواهد بود وباید چنین گفت مشروعیت زدایی و نشان دادن ناکارامدی دو محور عمده پیش رو طراحان جنگ نرم در ایران می باشد.

 8- مقابله با تفکر لیبرالی و دموکراسی غربی از روش های این چند سال اخیر برای فروپاشی از درون در نظام جمهوری اسلامی ایران ترویج تفکر لیبرالی و دموکراسی غربی بوده است. این مسئله دام کهنه وقدیمی حقوق بشر و دموکراسی است که از تفکر لیبرالی بیرون می آید و فضایی برای شبکه سازی و یارگیری جنگ نرم می باشد . تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان از مواردیست که بستر ایجاد تحقق جنگ نرم در دانشگاه ها و کشور می باشد. فلذا مقابله با تفکر لیبرالی از مواردیست که دانشجویان به صورت جدی باید به آن بپردازند.

 9- مقابله با شکاف های قومی و مذهبی تشدید اختلافات قومی و مذهبی از راه کاری اصلی برای جنگ نرم می باشد. بطوریکه در تحقق جنگ نرم بحث تشدید اختلافات قومی و مذهبی همیشه در رئوس اجرای برنامه ها بوده است. در همین زمینه تقویت فرقه های ضاله نیز مورد توجه خاص طراحان جنگ روانی بوده است.تقویت وهابیون و همچنین حمایت های جدی از بهایان در ایران از جمله این برنامه ها ست. حتی ساختن مراجع قلابی و علمایی التقاطی از دیگر این روش ها می باشد .

 10- کسب آگاهی و بصیرت به گفته رهبری حتی بعضی از نخبگان کشور در حوادث اخیر دچار بی بصیرتی شدند.بنابراین تلاش همیشگی برای کسب آگاهی و بصیرت از مواردیست که باید دانشجویان برای مقابله با جنگ نرم به ان توجه جدی داشته باشند.

 11- افشاگری ،شفاف سازی و مشخص کردن خاکریز خودی و غیر خودی افشاگری و شفاف سازی ابعاد مختلف و برنامه های جنگ نرم از مواردیست که جزء وظیفه تک تک افسران جوان می باشد. در جنگ نرم شما با خاکریز پنهان دشمن مواجه هستید.خطوط و خط کشی ها در ان کاملا پنهان و غیر آشکار می باشد، دشمن شناسی و تشخیص خودی و غیر خودی برای جامعه مشکل می باشد.بنابراین باید در این زمینه دست به افشاگری و شفاف سازی زد. و خاکریز خودی و غیر خودی را کامل مشخص کرد تا چهره نفاق نیز آشکار شود.


+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:31  توسط یونس صفافر  | 

راهکار های قرآنی در مقابل جنگ نرم.

جنگ نرم بدون اختلال در نظام فکری و اخلاقی و درونی فرد و جامعه، موفقیت‌آمیز نخواهد بود و لذا صیانت از جوهره ایمانی و بنیاین‌های فکری و روحی از الزامات مقابله در جنگ نرم است.

 

رضا طلایی‌نیک، کارشناس مسائل راهبردی و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جنگ نرم علیه نظام و جامعه اسلامی از ویژگی‌های خاصی برخوردار است، اظهار کرد: جنگ نرم به رغم تشابه در برخی از روش‌ها و تاکتیک‌ها، در جوامع گوناگون وجوه متمایزی متناسب با ماهیت و هویت هر جامعه دارد؛ در جنگ نرم علیه حاکمیت و جامعه اسلامی، ایمان، تقوا، صبر و استقامت دینی توأم با ایجاد تردید و انحراف فکری هدف‌گذاری می‌شود.

وی افرود: دشمن برای پیشبرد اهداف خود در جنگ نرم علیه نظام اسلامی ایمان و خدامحوری و اتحاد و استقامت دینی مردم را نشانه می‌گیرد که با اتخاذ روش‌های پیچیده و عمدتاً غیر مستقیم همراه می‌شود.

وی با اشاره به اولویت قرار گرفتن جنگ نرم برای تخریب نظام اسلامی تصریح کرد: جنگ نرم بیش از روش‌های دیگر در مقابل نظام و جامعه اسلامی اولویت داده می‌شود، اما پایه‌های دینی و مردمی نظام اسلامی مانع از موفقیت‌های دشمنان در نبردهای نظامی و سخت‌افزاری است و لذا توسل دشمنان به جنگ نرم علیه جامعه و حاکمیت دینی به‌رغم پیچیدگی و دشواری از اولویت‌های آنان است.

طلایی نیک در مورد راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمن خاطرنشان کرد: اتکا به بصیرت، ایمان و تقوای دینی راهبردهای اصلی مقابله با جنگ نرم است، زیرا بصیرت، ایمان، تقوا، مبانی فکری اسلامی، رویکردهای اخلاقی و باورهای ایمانی ترفندهای جنگ نرم را خنثی می‌کند.

این کارشناس مسائل راهبردی تأکید کرد: جنگ نرم بدون اختلال در نظام فکری و اخلاقی و درونی فرد و جامعه، موفقیت‌آمیز نخواهد بود و لذا صیانت از جوهره ایمانی و بنیاین‌های فکری و روحی از الزامات مقابله در جنگ نرم است.

وی با اشاره به ضرورت تقویت هویت دینی و رویکردهای اخلاقی در جامعه، گفت: بینش و اتکا به اخلاق و ایمان اسلامی با تعامل فکری و فرهنگی بین آحاد مردم و نخبگان زمینه‌های جنگ نرم را به شدت کاهش می‌دهد؛ در برابر جنگ نرم دشمنان باید هویت دینی و رویکردهای اخلاقی و آگاهی‌بخشی در جامعه تقویت شود.

طلایی‌نیک با بیان اینکه در برابر جنگ نرم دشمنان باید از ساختا‌رها، روش‌ها و ظرفیت‌های نرم استفاده کرد، افزود: دشمنان انقلاب و ایران اسلامی با ناامیدی از توطئه‌های سه دهه گذشته توسل به جنگ نرم را آخرین حربه خود قرار دادند و در مقابل استفاده از سازوکارهای فرهنگی و اجتماعی و به‌طور نسبی استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی در قالب راهبرد سیستمی و جامعه برای خنثی‌کردن جنگ نرم ضروری است.


+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:30  توسط یونس صفافر  | 

جنگ نرم چیست؟؟؟؟؟

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.
 
واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف نای تعلق دارد. وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود

 
جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی می باشد. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

 
جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

 فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی، اولین کسی است که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان، استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا، توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان «جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن»، این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. همچنین "نصر" از اولین تعریف‌هایی یاد می کند که برای جنگ روانی عنوان شد و مورد قبول نیروهای مسلح آمریکا قرارگرفت. او در مورد این تعریف می نویسد: «جنگ روانی یعنی استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه، با هدف نظامی مشخص». در پایان جنگ جهانی دوم، این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

 در سال 1950 یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ، دولت رئیس جمهور وقت آمریکا "ترومن" به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره، پروژه‌ای را با عنوان "نبرد حقیقت" با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا، اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

 براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین


در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی، براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

 استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

 انقلاب های مخملی یا «انقلاب های رنگی» و «گلی» از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک، که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود وارد ادبیات سیاسی گردید. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور، موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

 به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد.

 - تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

 - کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

 - حذف و یا مهار نظامهای چالش گرا در برابر نظام هژمونیک آمریکا

 - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

 - همسو نمودن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

 - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

 - مهار بیداری اسلامی
 
جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود .


شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی، به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز، ایفا می‌کنند این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.


اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید به عنوان عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته که اختصاص به مقطع زمانى خاصى هم ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى، تقسیم نمود که البته شرح هر کدام از آنها و یافتن مصادیق شان فرصت و مجال دیگرى مى طلبد و از حوصله بحث خارج است.

 

به هر روى، با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

1- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف، از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.


2- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.


3- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.


4- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.
 

5-کاهش روحیه و کارآیى رزمى (البته در زمان جنگ نظامى).


6- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.


7- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و...
 

8- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.


9- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

 
با توجه به تمام مطالبى که گفته شد ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.

 

منبع:روزنامه ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:29  توسط یونس صفافر  | 

ابزار جنگ نرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

1.شبکه های ماهواره ای:


با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی، هزاران شبکه رادیویی و تلویزیونی به اغلب زبان های دنیا در حال پخش برنامه می باشند که در کشور ما بیش از 1500 شبکه قابل دریافت می باشد. در این بین بیش از 60 رادیو و  تلویزیون با زبان فارسی به ارائه برنامه در حوزه های سیاسی، فرهنگی ،تجاری و مذهبی مشغول می باشند که آخرین آنها شبکه فارسی وان متعلق به رابرت مرداک سرمایه دار مشهور صهیونیست و دارنده بیش از 50 رسانه می باشد.
با بررسی اجمالی شبکه های فارسی زبان می توان دریافت که یش از 90 درصد آنها در حال ارائه برنامه های خلاف موازین فرهنگ و بومی کشور و در راستای فرهنگ غربی می باشند و با عنایت به اینکه عمده مخاطبان ایرانی از سایر زبان ها اطلاعی ندارند ناخودآگاه به سمت این شبکه ها روی می آورند که پاره ای از معضلات کنونی جامعه ما ناشی از این همین گرایش به شبکه های بیگانه خواهد بود.
گذشته از محتوای سیاسی این شبکه ها، در حوزه خانواده، سیاست شبکه های بیگانه و غیر همسوی ماهواره ای بویژه در بخش فارسی زبان ها ، تلاشی بنیان خانواده با رویکردهایی مشترکی چون،ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده، بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین، هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر، تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده، ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج، مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده و ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در سطح کلان عنوان کرد.
در سطح خرد نیز برآیندهایی چونعادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده،  عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر، - افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص و پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان نام برد که در این عرصه شبکه ماهواره ای فارسی وان، شاه بیت این قصیده ناموزون می باشد.

2.فیلم و سینما:


عمده کارشناسان حوزه سینما بر این اعتقادند که بیش از 90 درصد اثار سینمای غرب بر 3 محور ترس و مالیخولیا، خشونت و سکس تولید می شوند.محورهایی که همراه با خود بی بندوباری و اباحه گری،منفعت طلبی، اسلام هراسی، ایران هراسی و در یک کلام تخطئه سایر فرهنگ ها و برتری جویی فرهنگ غربی را ترویج می کنند.
محورهایی که هیچ کدام با اصول خانواده در جامعه ما که مبتنی بر فرهنگ اسلامی وایرانی است همخوانی ندارد.

3.مدگرایی :


از مفاهیمی که ارتباط مستقیم با بحث سبک زندگی غربی دارد،پدیده مدگرایی و توجه به مارک ها و برندهاست. همانطور که می دانیم مولفه اصلی در سبک زندگی غربی مصرف گرایی شدید و تنوع طلبی افراطی است که باعث شده است هر روز شاهد مارک و برندی جدید باشیم ؛ برندهایی که هم اکنون در جزء به جزء زندگی غربی ریشه دوانیده اند از پوشاک گرفته تا مواد خوارکی و آرایشی و لوازم التحریر.
این پدیده هم اکنون مبتلا به جامعه ما شده است و به راحتی می توان نشانه های آن را در گوشه کنار شهرهای بزرگ کشور مشاهده کرد.بوسینی،آدیداس، بنتون،زیروتن و ... از صدها نام آشنا در گوش من ایرانی هست، که نشان از ابتلا ناخودآگاه و آرام بدان پدیده مدگراییست.

4.شبکه های مجازی :


شاید هنگامی که صحبت از شبکه های مجازی پیش می آید ناخودآگاه حوادث انتخابات دهم در ذهن متبادر شود.این بخش کوچکی از فجایعی است که در صورت استفاده ناصحیح از این ابزارها رخ داده است.
متاسفانه بسیاری از کاربران این شبکه های مجازی در این توهم به سر می برند که به علت مجازی بودن این شبکه ها، امکان خطرپذیری در آنها کمتر است و این امر موجب ب از بین رفتن و استحاله بسیاری از  هنجارهای فرهنگی خواهد شد.
قرار دادن و طرح مسائل شخصی ائم از تصویر،صوت و فیلم که به راحتی قابل دسترسی است در بسیاری از موارد منجر به از هم پاشیدگی خانواده ها و در حالت اقل، ایجاد دغدغه ها وناراحتی های روحی روانی شده است.

5.اسباب بازی :


رویکرد فرهنگ غربی همواره این بوده است که هدف وسیله را توجیه می کند لذا در راستای استیلای فرهنگی از هر عملی رویگردان نیست. در این راستا اسباب بازی ها  امروز به یکی از سلاح های جنگ نرم تبدیل شده اند. دنیای غرب با سرمایه گذاری در این حوزه به نحوی مطلوب از این ابزار برای اشاعه و ترویج فرهنگ غربی خود استفاده می کند. کودکان ما ناخودآگاه از طریق این ابزار با فرهنگ غربی آشنا می شود و در فرایندی نرم و خاموش با این فرهنگ مانوس می شوند و به مرور زمان این استیلا در ذهن و فکر آنها نهادینه خواهد شد.
برای نمونه در این حوزه می توان به عروسک باربی اشاره کرد.عروسک باربی تاکنون در بیش از 500 نقش تولید شده است و امروزه به عنوان یک بازوی اجرایی فرهنگ غربی عمل کرده است و پیام آور الگویی غربی در پوشش، اندام و لجام گسیختگی بوده است و تاکنون توانسته تاثیرات مخربی را بر ذهن و روان کودکان گذارد، آسیبی که ناخودآگاه توسط خانواده بر فرزندان تحمیل می شود.

آنچه گفته شد گوشه ای از هزاران ابزاری است که ایادی جنگ نرم به مدد تکنولوژی هر روز جلوه ای نو از آنها را بر علیه سایر فرهنگ ها به کار می برندو از آن نیز ابایی ندارند لذا بر خانواده ها فرض است که با شناخت کامل این ابزارها خود را ازآسیب های پیش رو  و احتمالی آن در امان دارند.
این امر در حوزه بانوان با توجه به نقش كليدی آنها در خانواده اهمیت مضاعف دارد ،لذا بر این ارکان خانواده است که در مسیر آگاه‌سازی و تلاش در جهت پيشرفت علمی و فرهنگی گام بردارند، چرا كه بانوان با برخورداری از آگاهی و بينش عميق در مورد مسائل مختلف دينی و اجتماعی می‌توانند به تربيت خانواده‌ای سالم و در نتيجه جامعه‌ای مستحكم بپردازند.


+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:29  توسط یونس صفافر  | 

جنگ نرم!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:26  توسط یونس صفافر  | 

دانشجویان افسران جوان جبه مبارزه با جنگ نرم هستند.

خبرگزاری ایسکانیوز: وظیفه دانشجویان از دیدگاه مقام معظم رهبری در دیپلماسی فرهنگی و جنگ نرم در قالب سه موضوع خلاصه می شود.
دیپلماسی فرهنگی و جنگ نرم مجموعه بیانات مقام معظم رهبری(دام ظله) در پاسداشت از حماسه 9 دی88 است
* مقابله با جنگ نرم بیگانگان
دانشجویان افسران جوان این جبهه هستند که ضمن دارا بودن فکر، عمل و بصیرت، در صحنه نیز حضور دارند و با آزمون صحنه، در چارچوب کار می کنند.
هوشیاری و فعالیت مبتنی بر فکر و تدبیر نخبگان فکری و دانشجویان در این عرصه ضروری است. دشمنان در مقابل نظام اسلامی، جنگ نرم عظیمی به راه انداخته اند دانشجویان افسران جوان جمهوری اسلامی ایران در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان شیطانی هستند.
جوانان دانشجو باید ضمن پرهیز از افراط و تفریط در برخورد با مسائل مختلف با تکیه بر فکر و تدبر و تامل به وظایف سنگین خود در پیشرفت علمی کشور و دفاع از ایران عزیز در مقابل جنگ نرم بیگانگان طمع ورز، ادامه دهند. نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده باعث تقویت جبهه ملت ایران در مقابل جنگ نرم دشمنان است به این خوشبختی متکی بر تحلیل واقع بینانه است.«4/6/1388»

* ایجاد "کرسی آزادفکری" در دانشگاه ها
" بنده گفتم کرسی آزاد فکری را در دانشگاه بوجود بیاورید؛ شما جوان ها چرا بوجود نیاوردید" بهترین زمینه برای ایجاد فضای اظهارنظر آزاد، تسریع در راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه هاست.
اگر بحث های تخصصی در زمینه های سیاسی، اجتماعی«حتی فکری و مذهبی» در محیط های سالم و با حضور افراد توانمند در بحث انجام شود ضایعات کشاندن این گونه بحث ها به محیط های اجتماعی بوجود نخواهد آمد.«8/6/1388»
شما کرسی آزاد فکری سیاسی و معرفتی را در دانشگاه ها بوجود بیاورید. دانشجویان حرف بزنند مجادله کنند حرف همدیگر را نقد کنند حق خودش را نمایان خواهد کرد. اینکه کسی یک انتقادی را پرتاب کند حق فهمیده نمی شود.
ایجاد فضای آشفته ذهنی با لفاظی ها، هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمی کند چیزی که به پیشرفت کشور کمک می کند در آزادی واقعی فکر هاست.
"آزادی واقعی فکرها"، یعنی آزادانه فکر کردن آزادانه مطرح کردن از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن نگاه نکردن. باید بحث منطقی کنید بعد فکر کنید. باید سخن بگویید و سخنی بشنوید و بهترین را انتخاب کنید" فبشر عباد. الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه"«6/8/88»

*تبلیغ و آگاه کردن دیگران
دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادی را که منشا فسادند شناسایی کنند ارتباطات و جهت گیری آنها را بدانند و دیگران را آگاه کنند این خودش یک تبلیغ درست است.«22/9/88»
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:25  توسط یونس صفافر  | 

فرقه‌های نوظهور یکی از جنبه‌های جنگ نرم دشمنان علیه ایران اسلامی است!!!

خبرگزاری ایسکانیوز: مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان گفت: فرقه‌های انحرافی و نوظهور یکی از جنبه‌های جنگ نرم دشمنان علیه ایران اسلامی است که برای مقابله با این چالش اساسی، تدوین برنامه‌های جامع و هدفمند فرهنگی ضروری است.
به گزارش گروه دین و اندیشه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"حجت الاسلام احد آزادیخواه در گفتگویی با بیان این مطلب گفت: امروزه ورود خوراک مسموم اعتقادی و فکری توسط دشمن در قالب نحله ها و فرقه های انحرافی نوظهور یک موضوع غیرقابل چشم پوشی است و هم اکنون جوانان کشور از این بستر مورد هدف جدی دشمن و نقطه اصلی تهاجم های آنان قرار گرفته اند.
وی با اشاره به اینکه فوندانسیون و پایه این نحله ها و فرقه ها مبتنی بر خرافات، بدعتها، پوچ گرایی ها و مسائلی از این قبیل است افزود: بیشتر ورود اینگونه فرقه ها از طریق شبکه های مخرب ماهواره، فضای مجازی و گاهی اوقات توسط ایادی و عوامل داخلی به شکل جاهلانه و مغرضانه انجام می گیرد.
حجت الاسلام آزادیخواه با تأکید بر پیگیری جدی برای مبارزه با این فرقه های ضاله و نوظهور اظهار داشت: دشمنان ضربه به باورهای اسلامی و از جمله هویت جوانان را نشانه گرفته اند که لازم است اقدامی جدی توسط دستگاههای دولتی و مسئولان فرهنگی انجام شود.
مدیرکل تبلیغات اسلامی همدان یادآور شد: دستگاه‌های دولتی و از جمله سازمان تبلیغات اسلامی باید در جهت روشنگری و تبیین جوانان گام برداشته و به منظور شناسایی زوایای مختلف خطرناک فرقه ها افشاگری و زیبایی‌های دین مبین اسلام و مذهب شیعه را بررسی کرده و نوع نگاه اندیشمندان جهان به اسلام را برای آنان بازگو کنند تا جوانان آگاه شوند که امروزه از نظر اندیشمندان جهان اسلام تکامل یافته ترین دین، اسلام و قرآن نیز کامل ترین کتاب آسمانی است.
این مقام مسئول در ادامه مقابله فرهنگی با این بحران را امری مهم برشمرد و خاطرنشان کرد: مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی کشور باید بیش از گذشته بر روی این حباب که زنگ خطری جدی در جامعه به شمار می رود تأمل کرده و از افزایش آن جلوگیری کنند.
به گزارش ایسکانیوز به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی همدان، حجت الاسلام احد آزادیخواه تأکید کرد: جوانان کشور نیز باید با روی آوردن به مطالعه و پژوهش در حوزه علوم اسلامی به زیباییهای مذهب جعفری پی برده و برای شبهات ذهنی خود جواب قانع کننده ای پیدا کنند و همه زمینه های نزدیک شدن به نحله های نوظهور را از بین ببرند.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:24  توسط یونس صفافر  | 

جنگ نرم قدرت نمایی نرم الزامات فرهنگی!!!!!!!

همه پذیرفته ایم که جنگ نرم از سوی دشمنان نظام بدون وقفه علیه منافع و ظرفیت های جمهوری اسلامی ایران شروع شده و تکنیک های مختلف آن که قبلا ً گفته و بعداً هم خواهیم گفت را در کاربرد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی استفاده می کننددنیای پر از رمز و راز امروز استفاده از تکنیک های علمی و گاهی تجربی این فرصت را برای برخی کشورهای مدعی قدرت فراهم آورده که توسعه خود یا مقابله با توسعه طلبی دیگران را در فضای غیر خشونت بار نیز جستجو نمایند و افزایش قدرت را به شیوه نرم تامین کنند.
قدرت نرم عبارت است از توانایی شکل دهی ذهنی به توجیهات دیگران. به عبارت دیگر جنس قدرت نرم از انواع اقناع و درقدرت سخت از مقوله (وادار و اجبار) کردن می باشد.
رهبری به صدور فرامین خلاصه نمی شود، بلکه جذب دیگران به آنچه شما می خواهید را شامل می شود. اگر بتوان دیگران را به سوی آنچه شما می خواهید سوق داد، دیگر نیازی به استفاده از هویج و چماق برای مجبور کردن نیست.
قدرت نرم چیست ؟
رفتار با جذابیت قابل رویت اما غیر محسوس
قدرت نرم (نه زور است ، نه پول). در قدرت نرم به روی ذهنیت ها سرمایه گذاری می شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزشها و از الزام و وظیفه همکاری برای رسیدن به خواست ها بهره می گیرند.
قدرت نرم به آن دسته از قابلیت ها و توانایی های کشور اطلاق می شود که با به کارگیری از ابزاری چون فرهنگ، آرمان و یا ارزش های اخلاقی، به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشور ها اثر می گذارد
.
قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزش های عموم را شامل می شود و هدف آن تغییر افکار عمومی خارج و سپس داخل کشور است.
وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهان های ذهنی و غیر واقعی را به دنیا مخابره می کنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی کنند، بلکه واقعیت ها را می سازند.
هدف رسانه ها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکار عمومی نیست، بلکه رسانه ای در دنیا موفق است که بتواند با افکار عمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد.
در عصر رسانه های نوین جهانی، به مدد تکنولوژهای نوین ارتباطات و اطلاعات، کسب قدرت نرم به مراتب راحت تر از بدست آوردن و نگهداری قدرت سخت است و دولت ها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود باز تعریف کنند، در آن صورت مجبور نیستند لشکرهای عظیم نظامی خود را تقویت نمایند.

جنگ نرم چیست ؟
دارندگان قدرت نرم برای قدرت نمایی خود همواره از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. از این رو تلاش آنها عملاً برای کشور، هدف جنگ نرم و راهبرد نرم محسوب می گردد. اگر چه ابعاد و تحول جنگ نرم را در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و حتی مدیریتی می توان بخوبی مشاهده نمود، اما حوزه مانور جنگ نرم در عرصه فرهنگی وسیع تر است. از این رو کشورهایی که اتفاقاً از فرهنگ غنی برخوردارند و فرهنگ و ارزش های آنها علت موجه اقتدارشان محسوب می گردد، همواره مورد تهاجم فرهنگ و جنگ نرم در این عرصه می باشند.
در عین حال، امکانات و اعتبارات فرهنگی می توانند به عنوان فرصت و منبع قدرت نرم محسوب شود.

ضرورت رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم
در حال حاضر فضا های ارتباطی، رسانه ای، تبلیغاتی و فرهنگی موجود در دنیا به صورت ابزارهای قابل اعتماد برای استفاده و تامین قدرت نرم استفاده می شوند و اگر رسانه های ما از ابزار و سیاست های ابزار قدرت نرم استفاده نکنند مقهور و محصور فضا های ارتباطی خواهند شد و اما برای رسیدن به این امکان و در اختیار داشتن این قدرت باید الزامات و ابزارها، شیوه ها و سیاست ها را شناسایی کرد و زیرساخت های فرهنگی مرتبط با آن را مهیا نمود.
بدون شک روابط تعاملات فرهنگی و گستره آن بعنوان مهمترین ابزار دستیابی به قدرت مطلوب نرم است که باید به آن توجه ویژه ای معطوف داشت.
بدون یقین، منابع قدرت نرم در ایران اسلامی فراوان و قابل بهره برداری است که مهمترین آنها ارزش های دینی، قدرت سیاسی و دیپلماسی، مردم و انسجام و همبستگی آنها را می توان محور قرار داد. در عین
حال مصادیق قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم برای جمهوری اسلامی را می توان بشرح زیر بر شمرد:
1. رهبری متعدد در سطوح منطقه
2. فرهنگ غنی اسلامی
3. جمعیت جوان و نخبه کشور و قابلیت ها و فرصت های آنان
4. قدرت و همراهی مردم با حکومت اسلامی
5.
دیپلماسی فعال قدرت سیاسی در منطقه و بسیج گروه های اسلامی
شناسایی قدرت نرم، شائبه و کارکرد ها و رویکردهای آن، دستیابی به مفهوم بومی و شناسایی حوزه و گستره آن، همچنین راهکارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم می توانند به عنوان یکی از اولویت های فرهنگی کشور محسوب گردند و نسبت به آن اقدام عملی صورت پذیرد.

منبع:www.jang-e-narm.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:22  توسط یونس صفافر  | 

مطالب قدیمی‌تر